12 . آية اللّه خوئى : اگر اولياى مقتول خواستند قاتل را قصاص كنند و كسى وى را از دست ايشان رهانيد آن كس زندانى مىشود تا قاتل را تحويل دهد و اگر قاتل مرد يا كسى بر او دست نيافت بايد ديه بپردازد . در پاورقى همان كتاب گفته است : حديث صحيح حريز بر اين مطلب دلالت دارد . « 1 »
13 . آية اللّه گلپايگانى : هر كس قاتل را از دست ولىّ مقتول نجات دهد ، زندانى مىشود تا وقتى كه قاتل را تحويل دهد . . . . « 2 »
14 . آية اللّه طبسى : اگر فرارى ، قاتل باشد لازم است كه او را احضار كند و به اولياى مقتول تحويل دهد يا از جانب او ، ديه بپردازد و شايد علت ، اين باشد كه دست فرارىدهنده مثل دست فرارى ( و او نيز مانند قاتل فرارى مجرم ) است . « 3 » آنگاه سخن صاحب حدائق ، را آورده است .
15 . آية اللّه سبزوارى : اگر ولىّ مقتول بخواهد قاتل را قصاص كند ولى فردى ديگر او را آزاد سازد ، آن شخص زندانى مىشود تا ولى بتواند قاتل را به دست آورد . اگر قاتل مرد يا نتوانست به او دست يابد ديه به عهدهء آزادكننده است . دليل اين مطلب ، قاعدهء تسبيب و روايت معتبرى است كه حريز از امام صادق - عليه السلام - روايت كرده است . . . « 4 »
نظر نگارنده : روايت صحيح است و بايد به مضمون آن ( حبس ، تا زمانى كه قاتل را تحويل دهد ) فتوا داد و وجهى براى ادّعاى تخيير بين احضار و پرداخت ديه - آن چنان كه از شيخ الطائفه نقل شد - نيست . حلبى از قدما ، محدّث بحرانى ، آية اللّه خوئى و آية اللّه گلپايگانى از متأخران و معاصران ، به مضمون روايت فتوا دادهاند و شايد اين نظر اقرب باشد .
گاهى با دليل ديگرى حبس را اثبات مىكنند و آن اينكه ، حاكم در مورد حقّ الناس ، زندانى مىكند و اينجا هم از موارد حق الناس است چنان كه شهيد اوّل بدان اشاره كرده است :
قاعدهء 217 : ضابطهء حبس آن است كه گرفتن حق متوقف بر آن باشد . « 5 »
هامش
( 1 ) . مبانى تكملة المنهاج ، ج 2 ، ص 126 .
( 2 ) . مجمع المسائل ، ج 3 ، ص 209 .
( 3 ) . ذخيرة الصالحين ، ج 5 ، ص 185 .
( 4 ) . مهذّب الاحكام ، ج 28 ، ص 312 .
( 5 ) . قواعد و فوائد ، ج 2 ، ص 192 .