نگاهدارى مىشود يا ولىّ او را مىگيرند و به او مىگويند : يا حيوانت را مىبندى يا حبست مىكنيم . « 1 »
نظر نگارنده : ملاحظه كرديد در اينجا حبس در كار نيست ؛ زيرا كسى مرتكب جرمى نشده است كه كيفر حبس داشته باشد . آرى ، ممكن است مقصود خرابكارى عمدى باشد و گرنه چگونه صاحب حيوان بدون اينكه بينهاى در كار باشد كه حيوان او زراعت كسى را خراب كرده است ، حبس شود ؟ يا چگونه حبس مىشود تا اينكه به خرابكارى اقرار كند ؟
اقرارى كه ناشى از زندان و تهديد است ، چه ارزشى دارد ؟ آرى ، بر آقاى نزوى و امثال او - كه از خوارج و از مارقينند - سرزنشى نيست ؛ زيرا آنان به پندار خود قانون گذارند ؛ هم قوهء مقنّنه هستند و هم قضائيه و هم مجريه و اسلام صحيح را آنان دارند و آنان همه چيزند گرچه اشقى الاشقياء باشد ! معتقدند ديگران ، چه مردم عادى و چه رهبران بنيانگذار به خصوص ، هيچكارهاند حتى اگر چه آنان را خدا و رسول دوست داشته باشند . « 2 » اسلام همان است كه اوهام و آرزوها و منويات خبيث آنها ترسيم مىكند ! ! !
سخن پيامبر آنان را بس كه ، « از دين چنان بيرون مىروند كه تير از كمان » « 3 » خداوند صورتهايشان را هم چون دلهايشان سياه گرداند .
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . عقد الفريد ، ج 2 ، ص 368 .
( 3 ) . مسند احمد ، ج 8 ، ص 88 .