قصاص - كه بدلپذير نيست و نمىشود فورى استيفا كرد - چارهاى جز زندانى كردن او وجود ندارد و بدين حكمت است كه زندان تشريع شده است . « 1 »
6 . ابن قيّم جوزيّه : گفته است در ردّ كسانى كه مدّعى نسخ اين آيه شدهاند و در ردّ كسانى كه گفتهاند اين آيه از چند جهت مخالف اصول و قاعده است : يكى دربردارنده شهادت كافر است ، در حالى كه شهادت كافر قبول نيست ؛ دوم بيانگر حبس شهود است ، در حالى كه شاهد حبس نمىشود و . . . در ردّ قسمت دوم مىگويد : اينكه شما مىگوييد :
دو شاهد حبس نمىشود زندان در اينجا به معناى زندانى كه جنايتكاران را مجازات مىكنند نيست ، بلكه يعنى آنها را نگه مىدارند تا پس از نماز سوگند ياد كنند .
اين عبارت دو وجه دارد : يكى اينكه مىخواهد بگويد : مراد از حبس در آيه ، توقيف است ؛ يعنى زندان موقت و ديگر اينكه مىخواهد بگويد : معناى حبس در اينجا سجن و زندان مشهور نيست ، در حالى كه در زبان محاوره از استعمال حبس همان زندان فهميده مىشود ، ولى زندان موقت آن هم براى احتياط است . « 2 »
7 . فخر رازى : مسألهء اول :
تَحْبِسُونَهُما
يعنى آن دو را نگه مىداريد چنان كه گفته مىشود : « مرّ بي فلان على فرس ، فحبس على دابّته » يعنى آن را نگه داشت و مثل « حبست الرجل في الطريق أكلّمه » يعنى او را نگه داشتم .
اگر گفته شود :
تَحْبِسُونَهُما
چه محلى دارد ؟ گوييم : جملهء استينافيه است ؛ گويا گفته شده : اگر در مورد آن دو شاهد ، شك ايجاد شد چه كنيم ؟ در جواب گفته شد :
تَحْبِسُونَهُما
آن دو را نگه مىداريد . مسألهء دوم : راجع به
مِنْ بَعْدِ الصَّلاةِ
چند قول است :
اوّل : ابن عباس گفته است : يعنى پس از نماز همدينان آن دو شاهد . قول دوم ، كه عموم مفسران گفتهاند : يعنى پس از نماز عصر . اگر گفته شود : از كجا معلوم شده مراد نماز عصر است با اينكه گفته است نماز به صورت مطلق . . . ؟ گوييم : اين تشخص از چند راه به وجود آمده است : يكى اينكه ، اين وقت نزد آنان معروف بوده كه در آن سوگند ياد مىكردهاند و آنجا كه چيزى معروف و مشهور باشد نيازى به صراحت لفظى نيست . دوم اينكه ، روايت است وقتى اين آيه نازل شد پيامبر نماز عصر به جا آورد و عدى و تميم را فرا خواند و در كنار منبر از آنان خواست سوگند ياد كنند و اين عمل پيامبر دليل شد كه نماز
هامش
( 1 ) . احكام القرآن ، ج 2 ، ص 716 .
( 2 ) . طرق الحكمية ، ص 205 و 213 .