پرداخت مىشود ؛ زيرا خون مسلمان هدر نمىشود . « 1 »
در مقابل ، به نظر گروهى از علماى سنى ، مدّعى عليه زندانى مىشود تا سوگند بخورد :
1 . ابن جلّاب : . . . اگر مدّعيان دم از قسامه خوددارى كنند ، سوگند به مدّعى عليهم رد مىشود . پس اگر مدّعى عليهم از سوگند امتناع ورزيدند زندانى مىشوند تا قسم بخورند .
در صورتى كه حبس طولانى شود ، رها مىشوند و هر يكصد تازيانه مىخورند و يك سال زندانى مىشوند . « 2 »
2 . سمرقندى : اگر در زندان ، مقتولى پيدا شود و كسى نداند چه كسى او را كشته است از نظر ابو حنيفه و محمد ، ديهاش بر بيت المال است و از نظر ابو يوسف ، قسامه و ديه بر زندانيان واجب مىآيد . « 3 »
3 . حنفى موصلى : هر مردهاى نشانهاى دارد . پس هرگاه در محلهاى ، كشتهاى پيدا شود كه قاتلش را نشناسند و ولىّ او ادّعا كند كه اهالى آن محل يا برخى از آنان - به عمد يا خطا - او را كشتهاند و او بينهاى نداشته باشد ، پنجاه مرد از ميان آنان انتخاب مىشوند كه به خدا قسم بخورند ما او را نكشتيم و نمىدانيم قاتل او كيست . آنگاه حكم مىشود كه ديهء او را مردم آن محل بپردازند و همچنين است اگر بدنش يافت شود يا بيشتر بدنش يا نصف بدن با سرش پيدا شود ، كه اگر پنجاه نفر نداشته باشند ، قسمها بين آنان تقسيم مىشود تا پنجاه قسم تمام شود و هر كس از قسم خوردن خوددارى ورزد زندانى مىشود تا قسم بخورد و با قسم ولىّ دم ، به ديه حكم نمىشود . « 4 »
او در جاى ديگر چنين گفته است : در قصاص درخواست قسم مىشود ، اگر خوددارى ورزيد - در صورتى كه قصاص عضو باشد - قصاص مىشود و در مورد قتل ، زندانى مىشود تا قسم بخورد . « 5 »
4 . كاشانى : اولياى دم مىتوانند كسانى را كه متهم ساختهاند ، برگزينند و از انسانهاى درستكار آن قوم - كه مىدانند دروغ نمىگويند - بخواهند قسم بخورند و اگر
هامش
( 1 ) . ج 2 ، ص 102 ؛ نك : روضة البهيّه ، ج 10 ، ص 73 .
( 2 ) . تفريع ، ج 2 ، فصل 91 ، ص 209 .
( 3 ) . تحفة الفقهاء ، ج 3 ، ص 134 .
( 4 ) . اختيار ، ج 5 ، ص 53 .
( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 113 .