اين نيز نوعى از بدهى است و او از پرداخت آن - با وجود توانايى - امتناع كرده و به همين جهت ، ادلّهء حبس در بدهى شامل او نيز مىشود . اكنون به بررسى موضوع مىپردازيم :
آراى فقيهان شيعه
1 . شيخ طوسى : وقتى موعد فرارسد ، از راهن خواسته مىشود بدهى خود را بپردازد . پس اگر از مالى ديگر آن را پرداخت نمود ، رهن فك مىشود . اگر از فروش آن خوددارى كرد ، در صورتى كه حاكم حبس و تعزير او را مصلحت ببيند تا او مالش را بفروشد ، چنين مىكند ؛ در صورتى كه مصلحت بداند ، خود از طرف او ، مال را مىفروشد و بدهى را از جانب او پرداخت مىكند . « 1 »
2 . همو : اگر مرتهن با راهن شرط كند آنگاه كه موعد پرداخت بدهى فرارسد ، در فروش رهن و برداشت حقّ خود وكيل او باشد ، اين شرط صحيح است و اگر راهن در سررسيد از پرداخت بدهى خوددارى كند ، مرتهن مىتواند رهن را به فروش برساند . « 2 »
3 . محقق حلّى : آنگاه كه موعد بدهى فرارسد و پرداخت آن متعذر باشد ، اگر مرتهن از راهن وكالت داشته باشد ، مىتواند رهن را بفروشد و گرنه قضيّه را نزد حاكم مطرح مىكند تا راهن را ملزم به فروش كند و اگر از فروش مال خوددارى ورزد ، حاكم مىتواند او را حبس كند و خود به فروش مال بپردازد . « 3 »
4 . علّامه حلّى : آنگاه كه سررسيد بدهى فرارسد ، در صورت مطالبهء مرتهن ، بر راهن واجب است كه بدهى خود را ادا كند . اگر بدهى خود را از مالى ديگر پرداخت ، رهن ، فك مىشود و گرنه از او خواسته مىشود كه همان مال مرهونه را به فروش برساند .
اگر خوددارى كند در صورتى كه مرتهن وكيل او باشد مىتواند مال را به وكالت از طرف او بفروشد ، و گرنه موضوع را نزد قاضى مطرح مىكند و او مىتواند وى را حبس و تعزير كند تا آن را بفروشد و نيز مىتواند كه خود آن را به فروش برساند . « 4 »
5 . همو : اگر راهن در زمان پرداخت از اداى بدهى خوددارى كند ، مرتهن در صورتى كه وكيل باشد مال مرهونه را مىفروشد و گرنه حاكم آن را به فروش خواهد رساند ، و قاضى
هامش
( 1 ) . مبسوط ، ج 2 ، ص 224 .
( 2 ) . نهايه ، ص 433 .
( 3 ) . شرائع الاسلام ، ج 2 ، ص 82 .
( 4 ) . تحرير الاحكام ، ج 1 ، ص 208 .