تا بقوام آيد و اين غذاى نيكوئى است و روايت شده كه شكر را سائيده در آب حل كن و ناشتا و بهنگام نياز تا عصر بياشام براى تب دو روز در ميان مفيد و مبارك و نيكو است و روايت شده همينكه يكى از شما تب كرد بايد ظرف پاكيزهاى بگيرد و در آن به اندازه يك و نيم سكره شكر بريزد و هرچه مىتواند از قرآن بر آن بخواند سپس آن را بهنگام شب زير آسمان بنهد و بر سرش درپوشى از آهن بگذارد و چون صبح شد بر آن آب بريزد و با دست به هم بزند و سپس آن را بياشامد در شب دوم به اندازه يك سكره ديگر بيفزايد تا دو سكره و نصف بشود و در شب سوم يك سكره ديگر اضافه كند تا سه سكره و نصف شود .
مىگويم كه سكره در آن روزگاران اندازه معلومى بوده كه اينك نيست و اگر سكره و نصف آن را بنا به عمل بخبر اول ده درهم بگيريم خوب است و آن را چندين بار آزمايش كردهام و آب آن را آب ريشه كاسنى قرار مىدهم زيرا در آن بهبودى مىبينم و بنا به روايت براى تب مفيد است و روايت شد كه حرارت تب را با بنفشه و آب سرد بشكن زيرا حرارت آن از گرمى جهنم است و بآدم تبدار گوشت كبگ بدهيد و شكم تبدار را از آرد بو دادهاى كه سه بار آن را شسته و از ظرفى بظرف ديگر ريختهايد پر كنيد .
حمام :
از درمانهاى عام است و بطور يك در ميان گوشت را زياد مىكند اما هر روز حمام رفتن پيه كليهها را آب مىكند و سل و لاغرى مىآورد و شايسته است كه در هنگام داخل شدن بحمام در خانه دوم حمام ساعتى صبر كنند و چون داخل شدند كمى آب داغ بر روى سر و كمى بر پاهاى خود بريزند « 1 »
هامش
( 1 ) حمامهاى سابق معمولا از سه اطاق ساخته مىشده كه اطاق اول براى بيرون آوردن لباس و آخرين اطاق و باصطلاح گرمخانه براى شستشو بوده اطاق وسط براى آن بود كه شخص در آن باصطلاح كمى هوا به هوا شود و