تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دقائق العلاج ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣

حرف غين

غبيراء ( سنجد ) :

گوشتش گوشت مىآورد و استخوانش استخوان مىروياند و پوستش پوست‌آور است كليه‌ها را گرم و معده را دباغى مىكند و ايمنى از بواسير و ادرار قطره‌قطره است . ساقها را نيرو مىبخشد ، جذام را ريشه - كن مىكند و براى تب سودمند است .

حرف فاء

فجل ( ترب ) :

برگ ترب بادها را مىزدايد و ادرارآور است مغز آن نيز ادرار مىآورد و بهضم كمك مىكند ريشه ترب بلغم را قطع مىكند .

فرفخ ( خرفه ) :

بر روى زمين سبزى خوردنى شريف‌تر از آن نيست و سبزى خوردنى فاطمه عليها السلام است و عقل را زياد مىكند .

حرف قاف

قبج ( كبك ) :

روايت شده به اشخاصى كه تب دارند گوشت كبك بدهيد زيرا بپاها قوت مىبخشد و تب را مىزدايد .

قديد ( گوشت خشك‌شده ) :

روايت شده كه دو چيز فاسد هستند كه بشكمى تندرست وارد نمىشوند مگر آن را فاسد مىكنند پنير و گوشت خشك و دو چيز صالح هستند كه به شكم فاسدى داخل نمىشوند مگر آنكه آن را اصلاح مىكنند انار و آب نيمه‌گرم . گوشت خشك‌شده بدن را لاغر و منهدم مىكند و چه‌بسا كه مىكشد و بيمارى را برميانگيزد و اين گوشت بدى است و به همه چيز زيان مىرساند و چيزى برايش فايده ندارد .

قطاء ( باقرقره ) :

مبارك است و آن را كباب مىكنند و ببيمار يرقانى مىخورانند .

حرف كاف

كمأة ( قارچ ) :

از منّ است و چشم را شفا مىدهد و منّ از بهشت مىباشد و