چيزى از قبيل استخوان و غير آن باقى مانده باشد ، يك مثقال مقناطيس به مرهم مىافزايند ( اكسيد آهن مغناطيسى . مترجم ) . و بدانكه در هر مرهمى كه مردارسنگ و سفيداب سرب باشد بايد سركه هم باشد تا آنها را خوب حل كند .
64 - مرهم الكندر :
اين مرهم اثر عجيبى در گوشتآورى و التيام زخمهاى كوچك دارد . سه اوقيه مردارسنگ را مانند سرمه سائيده و در سه اوقيه روغن زيتون مىپزند تا حل شود سپس كندر ، انزروت ، خون سياوشان بارزد و زفت خشك از هركدام دو درهم سائيده و مىبيزند و با روغن مخلوط مىكنند پس از آنكه بقوام آمد آن را برميدارند .
65 - مرهم الماشرى ( مرهم باد سرخ ) :
ده جزء كره گاو را با گلاب مىزنند تا سفيد شود و پنج جزء گل ارمنى سائيده را با آن مخلوط كرده مرهم مىسازند و بر ماشرى كه باد سرخ ناميده مىشود مىمالند مفيد است .
66 - مرهم ماميران :
روغن زيتون بيست و پنج درهم ، موم زرد و ماميران از هركدام پنج درهم ، پيه بز سه درهم ، مردارسنگ ، سقز بطم ( بنه ) سفيداب قلع و بارزد از هركدام دو درهم ، سركه يك قاشق غذاخورى داروها را مخلوط مىكنند كه براى همه قرحههاى سودائى سودمند است .
67 - مرهم المنقى :
صبر و مردارسنگ ( مرتك ) را به اندازه مساوى مانند سرمه مىكوبند و مىبيزند و آنها را با روغن گاو مرهم مىكنند اين دارو بقاياى چرك دملها را مىزدايد و ورمها را پاك مىكند .
68 - مرهم النار الفارسية :
« 1 » توتياى هندى شسته دو جزء شنگرف يك جزء چوب چينى نصف جزء آنها را مىكوبند و نرم مىسايند و با زرده تخم -
هامش
( 1 ) اين دارو آنطور كه از نامش پيداست براى زخمهاى سفليسى مفيد است . م