جزء سركه مىسايند و تقطير مىكنند و بر قرحهها و آماسها و بيماريهاى جلدى ديگر مانند جرب و لكهها و ساير آثار پوستى مىمالند و نيز در مدت يك روز سفيدى چشم را مىزدايد و سنگ كليه و مثانه را خرد مىكند و خلطهاى لزج را بيرون مىراند براى طحال و بواسير نيز مفيد است .
9 - ماء الكافور :
يك قطعه از گوشت چادر پيه گاو را مىگيرند و يك مثقال كافور قيصورى بر آن مىپاشند و پس از يك شب كافور را از روى آن مىگيرند و گوشت را فشار داده عصاره آن را در شيشه دربستهاى نگاه مىدارند و بهنگام نياز چند قطره از آن را در گوشى كه صدا مىدهد و نيز براى درد گوش مىريزند ان شاء الله مفيد است .
10 - الماء المحدد :
از اسهال جلوگيرى مىكند و حرارت را مىراند . آهن گداختهاى را چندين بار در مقدارى آب خاموش مىكنند تا ربع آن باقى بماند سپس در هريك من آن بيست درهم آرد سنجد مىريزند و آن را مىجوشانند و صاف و سرد مىكنند و در حال تشنگى از آن مىنوشند و اگر به اين آب پنج درهم دانه مورد كوفته اضافه و پس از يك ساعت صاف كرده و يك مثقال تباشير صدفى به آن بيفزايند نافعتر خواهد بود .
11 - ماء المعدن :
همانطور كه گذشت از كبد الكبريت و گاه از روح الكبريت ساخته مىشود ( به كبد الكبريت مراجعه شود ) و سه مثقال از آن را با سى من آب ممزوج كرده در ديگ بزرگى نيمهگرم مىكنند و كسى كه گال يا بيمارىهاى سودائى دارد با آن خود را شستشو مىدهد .
12 - ماء المعدن ديگر :
مقدارى گوگرد و به همان اندازه آهك كشته را با آب خمير مىكنند و دو سوّم رطل آن خمير را با چهار رطل آب مىجوشانند تا يك سوّمش باقى بماند سپس آن را صاف كرده در پانصد رطل آب ريخته