كرده در چشم مىچكانند .
48 - قطور ديگر كه براى اشكريزش سودمند است
. هليله سياه ، آمله پوست گرفته و بليله را كوفته و در پارچهاى پيچيده شب در آب مىخيسانند و بامداد در چشم مىچكانند و به اعتقاد من هليله زرد از هليله سياه مناسبتر است .
49 - قطور ايام الانحطاط :
سياهى روى قلع يا سرب را تراشيده با گلاب در شير زنى كه دختر زائيده مىريزند و در آن هنگام كه خرابى چشم رو ببهبودى است در چشم مىريزند .
50 - قطور ايام التزايد :
طشم ( باحتمال كلى چشم است ) و بهدانه از هركدام سى دانه آنها را با يك و نيم مثقال انزروت سفيد مىكوبند و در شيشهاى ريخته و بر روى آن آب عصى الراعى ( هزار بندگ ) ، زلف عروس ، سرخ مرز يا بارهنگ و كمى شير دختر ( شير زنى كه دختر زائيده ) در آن مىريزند و به آرامى مىجوشانند و اگر خرابى چشم رو بشدت باشد چند روز در چشم مىچكانند .
51 - قطور حب السفرجل :
بهدانه ، بزر ختمى خبازى ، طشم ( چشوم ) از هركدام ده دانه مىكوبند و با نيم مثقال نشاسته مىجوشانند . پارهاى بجاى چشوم يك دانق حضض مكى به كار مىبرند ، سپس آنها را صاف كرده و با سفيده تخم مرغ در شيشهاى مىريزند و آن را زياد مىزنند و نيمهگرم در چشم مىريزند .
52 - قطور حجر الرحمن :
دو گندم حجر الرحمن ، به همان اندازه ترياك و نصف آن زعفران را در دو مثقال عرق كاسنى حل كرده و براى بيماريهاى كهنه چشم در آن مىچكانند .
53 - قطور الطرش :
براى كمشنوائى كه از سردى باشد سودمند است .
جندبيدستر سه جزء ، بوره ارمنى ، خربق سفيد از هركدام يك جزء و نيم آنها