از هوا نگاه مىدارند و اگر مدتى بر آن بگذرد باز همين اجزاء را بايد به آن بيفزايند و اگر خشك شد آب گشنيز بر آن مىريزند اين داروئى است كه اثر عجيبى براى معالجه سالك كه معمولا تا يك سال مىماند دارد و آن را در يك هفته بهبود مىبخشد و حد اكثر دوره درمان بيست روز است و اثر آن هم باقى نمىماند .
23 - طلاء السرطان :
دو قطعه سرب را با دهن الورد و آب گشنيز خشك بر يكديگر مىسايند و محلول را بر زخمهاى سرطانى مىمالند حرارت آن را فرو مىنشاند و اگر در اوايل كار باشد بتحليل مىبرد و بهتر است كه براى مدتى روزى دو بار عمل كرده و ضمنا پارچهاى را به آن محلول آغشته كرده بر زخم بگذارند .
24 - طلاء العين :
اگر درد چشم باندازهاى باشد كه از خوابيدن بيمار جلوگيرى كند اين دارو را به كار مىبرند : ترياك يك جزء ، رسول ( شناخته نشد ) دو جزء ، زاج سفيد ( شب ) سه جزء آنها را بر ورقه آهنى سائيده و بر روى پلكها مىمالند .
25 - طلاء المفاصل :
مومياى معدنى ، جدوار ختائى ، قسط ، ميوه غار ( حب الغار ) ، آويشن ، مرمكى ، كندر ، زرنباد ، وج تركى ، پونه ، آنها را مىكوبند و مىبيزند و با دهن السوسن و روغن بادام تلخ بر بندها ضماد مىكنند .
26 - طلاء الملين :
كه بر روى شكم ( معده ) ماليده مىشود . مويز كوهى بوره ، زهره گاو نر را به اندازه مساوى با عسل مخلوط و استعمال مىكنند .
27 - طلاء المنوم :
اگر بيخوابى از دردهاى سر باشد ترياك ، دارچين ختائى ، زعفران آنها را مىسايند و با دهن الورد خمير كرده و بر بينى مىمالند .
28 - طلاء النار الفارسية :
توتياى شسته ، سفيداب قلع شسته ، خون - سياوشان ، مردارسنگ از هركدام سه درهم ، زنگار يك درهم ، مغز