فلوس ، هفت درهم شكر سرخ ، يك درهم بوره ارمنى يا نمك را در آب حل كرده و صاف مىكنند و دو مثقال روغن بادام به آن مىافزايند و در حالى كه نيمهگرم است تنقيه مىكنند . « 1 »
125 - حمول ابهل :
اين دارو موجب قاعدگى است . مرّمكى ، پونه كوهى از هركدام چهار درهم ، ابهل هشت درهم ، برگ سداب خشك ده درهم ، مويز دانه گرفته بيست درهم آنها را مىكوبند و با زهره گاو خمير كرده برمىدارند .
126 - حمول مردار سنگ :
براى اسهال مفيد است . زرده تخم مرغ را با روغن گل سرخ و مردار سنگ شسته ، صمغ عربى و سفيداب قلع از هركدام يك جزء ممزوج كرده و مىكوبند و با روغن مذكور مخلوط كرده و پارچهاى را به آن آلوده مىكنند و برميدارند . « 2 »
باب ششم حرف « خ »
1 - خضاب :
وسمه خوب را مىگيرند و مىكوبند و از پارچه حريرى مىبيزند بيست جزء از آن را با نمك اندرانى ( نمك بلور ) ، دو جزء زاج اسود ( سولفات آهن دو ظرفيتى ) ، يك جزء با سركه خمير كرده در آفتاب مىگذارند و به اندازه يك چهارمش گل خطمى به آن مىافزايند و خمير و استعمال مىكنند .
2 - خضاب ديگر :
هليله سياه ، زنگ آهن ، آمله ، زاج زرد و مازوى سبز را به اندازه مساوى به مدت يك ماه در سركه مىخيسانند و سپس مىجوشانند تا ببندد آنها را حب كرده و در هنگام نياز حب را در آب سائيده به كار مىبرند .
هامش
( 1 ) حقنه نام عمومى داروهائيست كه با آن تنقيه مىكنند كه معادل فارسى ندارد . م
( 2 ) حمول نام عمومى داروهاى برداشتنى است كه آن را در مقعد و يا مهبل مىگذارند و معادل فارسى ندارد . مترجم