سوزنى سوراخ مىكنند و دوباره آن را مىجوشانند تا نصف شود سپس آن را برميدارند و در جاى سردى در ظرفى سرگشاد مىريزند تا منعقد گردد خوراك آن از دو تا پانزده گندم است اين دارو از شدت همه حرارتها حتى تبهائى كه ناشى از خلطهاى بلغمى باشد مىكاهد .
باب سوم حرف تاء
1 - التربد الثابت
نيم رطل جيوه منقى را در يك رطل دهن الكبريت ريخته در محل گرمى مىگذارند تا جيوه تكليسشده در ته ظرف رسوب كند سپس آن را در ظرفى ريخته و دو روز بر شن گرمى مىگذارند سپس آن را گلاندود كرده و دارو را تقطير مىنمايند و يك بار ديگر دهن - الكبريت مىريزند و عمل را تا چهار بار تكرار مىكنند تا ماده سفيد گردد سپس آن را خارج كرده با آب خالص شستشو مىدهند تا خوشبو و سپس خشك شود آنگاه زرد مىشود بعد آن را در قرع گردن بلند مىريزند و دهانه آن را با پاره پنبهاى مىبندند سپس آن را به مدت هشت روز بر شن گرم مىنهند تا تصعيد گردد و قسمتى از آن بالا بايستد و قسمتى در پائين ظرف رسوب كند سپس شيشه را مىشكنند و سعى مىكنند كه آن دو قسمت با هم مخلوط نگردد و قسمت رسوبكرده را سه مرتبه با آب و يا روحهاى مناسب و مفرح مىشويند و برميدارند و پارهاى از داروسازان آن را با طلا و يا نقره ملقمه مىكنند و علامت ثبات و كمال آن در اين است كه طلا را سفيد نكند كاربرد آن را بعدا خواهيم گفت و اين بهترين انواع تربد معدنى و اندازه خوراك آن سه تا شش گندم است .
2 - التربد الحلو ( تربد شيرين ) :
مقدارى جيوه و هموزن آن ملح اندرانى