بادرنجبويه تازه يا عرق پونه نهرى بخورند . كسى كه بواسير دارد هر خوراك آن را همراه با دو دانق تا نيم درهم مقل كبود بايد بخورد و اين داروى عجيبى براى حفظ سلامتى بدن است .
باب دوم حرف باء
1 - بخور مقوى براى تقويت قلب و مغز
- عود ، حسن لبه ( بنژوان ) پوست اترج از هركدام مقدارى با گلاب مىسايند و خمير مىكنند و شكم يك دانه به يا سيب را خالى كرده و آن داروها را در آن ريخته و با آتش ضعيفى بخور مىدهند .
2 - برشعثا -
فلفل سفيد بيست جزء بزر البنج ( بنگدانه ) به همان اندازه ترياك ده جزء ، زعفران پنج جزء ، فرفيون ، عاقرقرحا ، سنبل هندى از هركدام يك جزء عسل صد و پنجاه جزء بطور معمول آنها را خمير كرده و پس از شش ماه به كار مىبرند . گويا اين دارو نيروى خود را تا بيست و پنج سال حفظ مىكند و شبيه معجون جامع است و براى دردها ، مسموميتها ، و سيلان حيض مفيد است و بايد با چيزهاى مناسب خورده شود و در كتب پزشكى خواص غريبى براى آن ياد كردهاند كه مقدارى از آن در شرح المعجون الجامع آمده است
3 - برشعثاى ديگر -
مصطكى ، كندر ، دارچينى ، از هركدام دو مثقال ، فلفل يك مثقال ، زعفران ربع مثقال ، ترياك نيم درهم بنا بمعمول با عسل خمير مىشود و اين نسخه از صاحب خلاصة التجارب نقل شده .
4 - برود الاسفيداج « 1 »
- سفيداب قلع پنج جزء ، شادنج هندى ، مرواريد
هامش
( 1 ) برودها پودرهائى هستند كه براى درمان چشم به كار مىروند و مىتوان واژه برود را به ( چشم دارو ) ترجمه كرد . مترجم