با مزاج ضدش همراه باشد مثل تب محرقه ( تيفوس ) در پيرها و فلج در جوانان اگرچه كمتر ممكن است چنين وضعى پيش بيايد . "
از بقراط روايت شده " بعضى بيماريها از امتلاء است و علاج آنها استفراغ مىباشد و اگر مرضى از استفراغ پيدا شود علاجش امتلاء مىباشد و شفاى بيماريها در ضد آنها است . "
باز سنجرى مىگويد بيماريهائى كه طبيعت با آنها بر سر جنگ است به سه گونهاند : اگر توان طبيعت از نيروى بيمارى بيشتر باشد پيش از آنكه پزشك بيايد بر آن پيروز مىشود و يا اينكه اين دو در نيرو برابر هستند كه بيمار به يارى پزشك نيازمند است و حاجت بپزشكى در چنان وقتى بسيار مىباشد .
پزشكى ، علمى غنى است و كمتر مىشود كه بيمار بميرد .
اما اگر بيمارى بر طبيعت چيره شود كمك پزشك بسيار لازم است و مرگ هم اغلب در چنين هنگامى پيش مىآيد و پزشك كمتر مىتواند كارى انجام دهد و اگر هم بتواند از درمان كسى كه مرگ او نزديك است و نشانيهاى آن را مىبيند خوددارى مىكند . "
نور الدين گفته است " اگر پيرمرد يا كسى كه مزاجش سرد است و يا معتاد به مواد مخدره فصد كند و خون سياهرنگ غليظى خارج شود نبايد بگذارند كه خون زياد بيرون بيايد چه علت اين حالت بستن و سنگينى خون است و اين حالت قابل تغيير نيست و خون زيادى هم بيش از آنكه لازم است از آنها بيرون مىرود . "
فصل هشتم - [ در اينكه در درمانها بكتب نمىتوان اعتماد كرد و در هر زمان بايد بآزمايشات لازم پرداخت ]
انسان مركب از اسطقسات « 1 » است و در باقى ماندنش نيازمند به متممات
هامش
( 1 ) اسطقسات - اصطلاح فلسفى يونانى و بمعنى عناصر است . ف . معين