اين است كه پس از باز شدن رگ و جريان خون انگشت را بر آن بگذارند و سپس كمى بردارند و دوباره انگشت را بگذارند و بردارند تا خون كمكم بريزد تا اندازهاى كه بس باشد با اين وضع نيروى بيمار بهتر حفظ مىشود و بهتر مىتوان از پيش آمدن غش جلوگيرى كرد .
كسى كه تب دارد و نياز بفصد داشته باشد بايد تا قطع تب صبر كند و لو آنكه پس از چهل روز باشد و اگر تب در روز اول يا دوم بريد كمتر و پس از آن بيشتر مىتوان خون گرفت . كسى كه بامتلاء معده و روده گرفتار است اول بايد تنقيه و پس از آن بفصد اقدام كند كسى كه صفراى معدهاش زياد است و بخواهد فصد كند اول بايد قىآور بخورد و پس از آنكه بدن آرام گرفت فصد كند كسى كه فصد مىكند بايد پس از آن كباب و خوراكيهاى لطيف و كم بخورد و اگر در فم معده خشكى پيدا شد ماء الشعير و شورباى جوجه و مانند آن برايش بسيار سودمند است اگر غش كند بايد موضع را ببندند و گلاب و آب سرد به چهره و سينه او بپاشند و چيز خوشبوئى را بايد نزديك بينى او بگيرند و نيز بايد شانههاى او را ببندند و او را تا آنجا كه ممكن است وادار بقى كنند و گرنه از شربتهاى مفرّح به او بنوشانند .
رگهائى كه فصد مىشوند عبارتند از :
1 - قيفال
( Veine cephalique )
و آن رگى است كه در داخل آرنج دستها است و بايد توجه داشت كه چاقو زياد منحرف نشود زيرا به ماهيچه مىرسد و بايد محل را كمى كج و يا در طول ببرند و بهتر اين است كه بالاى آرنج شكافته شود زيرا سالمتر است اين فصد براى بيماريهاى سر و صورت و گردن سودمند است .
2 - باسليق
( Veine basilique )
كه محل بيرون آمدنش در پائين