دوست مىدارد روبياورد .
44 - در تابستان بهنگام بامداد و در زمستان بوقت نيمروز و در بهار و پائيز بين اين دو بايد مسهل خورد .
45 - در هنگامى كه نابهنجارى در اندامهاى پائينى باشد بيمار بايد اول قىآور به كار ببرد و بعد مسهل بخورد ، نه برعكس زيرا در آنوقت بر نابهنجاريها افزوده مىگردد .
46 - اگر براى درمان فرصت كافى نباشد از حبها و امثال آنكه دير در معده حل مىشود به كار ببرند و اگر چاره ديگر نباشد بايد دارو را نخست بكوبند و با آب گرم بياشامند و نبايد از داروهاى صبردار كه دير به كار مىافتند استفاده كنند ، اما اگر فرصت كافى باشد يا مثل بيماريهاى مغزى لازم باشد كه مسهل كمكم كار بكند ، خوردن حبها و داروهاى صبردار سودمند است .
47 - در بيماريهاى بحرانى كه نيروى طبيعت بيمار اخلاط را بيرون رانده مثل شرا « 1 » ، باد سرخ ( ماشرى ) ، قوس ( بنات الليل ) و دانهها تا از انضاج مطمئن نشوند نبايد مسهل دستور داده شود و بايد نخست طبيعت را تقويت كنند و سپس مسهل بخورند .
48 - در بيماريهاى سمى مثل كوفت ( سيفليس ) ، طاعون آتشك ، حب - الافرنجى ( نوعى سيفليس ) كه طبيعت بنيروى خود مىخواهد آن را بيرون براند نبايد مسهل بدهند زيرا ماده را بدرون مىكشاند و گاه سبب مرگ بيمار مىگردد بلكه بايد نخست كوشش كنند تا بيمارى بيرون بريزد و از نيروى آن كاسته شود . براى اين كار بايد از ترياقها و از
هامش
( 1 ) جوشهاى كوچك ناگهانى سرخرنگ . مرآت اللغه