تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
مىگيرد . بنابراين بهتر است قبل از رسيدن محمد به مدينه او را بكشيم . در آن شب چهارده نفر براى كشتن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در گردنه‌اى بين « جحفه » و « ابواء » به كمين نشستند . با اين نقشه كه هفت نفر در سمت راست گردنه و هفت تن ديگر در سمت چپ آن نشسته و شتر او را رم بدهند . وقتى شب فرا رسيد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نماز خوانده ، سوار بر شتر تندرو خود شده و در جلو همراهان خود حركت كرد ، هنگامى كه از گردنه بالا رفت جبرييل به او گفت : محمد ! فلانى و فلانى - همهء آنان را نام برد كه صاحب كتاب نام تمامى آنان را آورده است - در گردنه به كمين نشسته تا تو را بكشند . رسول خدا پشت سر خود را نگاه كرده و پرسيد : چه كسى پشت سر من است ؟ « حذيفه بن يمان » پاسخ داد : من هستم . رسول خدا از حذيفه پرسيد آنچه ما شنيديم تو نيز شنيدى ؟ پاسخ داد : بله . فرمود : اين مطلب را كتمان كن . آنگاه به آنان نزديك شده و آنان را با نام خود و پدرانشان ، صدا زد . همين كه صداى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را شنيدند ، شتران خود را كه داخل گردنه بسته بودند رها كرده ، پا به فرار گذاشته و خود را در ميان جمعيت گم كردند وقتى مردم به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيدند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در پى شتران آنها رفته و آنها را پيدا كرد . وقتى از گردنه فرود آمد ، فرمود : كسانى كه در كعبه همسوگند مىشوند كه اگر محمد به مرگ الهى از دنيا برود يا كشته شود ، نگذارند رهبرى به اهل بيت او برسد و در پى آن ، اين كار زشت از آنان سر مىزند ، سخت در اشتباه هستند . آنگاه آنان پيش رسول