او به خداست بايد از او دليل خواسته و بگويد : اگر واقعا چنين است پس چرا در مورد رزق خود خوش گمان نيستم - رزقى كه خداوند آن را تضمين نموده و با سوگند بر آن تأكيد كرده است . و اگر به عنايت و لطف و كرم او خوش گمانى ، اين صفات ، فقط مربوط به امور اخروى نيست و اگر در امور دنيايت نيز به كرم او معتقد هستى چرا وقتى اسباب رزق را از دست مىدهى مضطرب شده و به كرم او تكيه نمىكنى ؟ و چرا بخاطر حاجتهاى دنيوى اين همه غصه خورده و اندوهگين مىشوى ؟ و اگر پدر پولدار و با محبتى كه روزى تو را تضمين كرده بود ، داشتى ، به سخن او اعتماد و ضمانت او را قبول نمىكردى ؟ آيا عنايت خدا را كمتر از لطف پدرت مىدانى ؟ يا مىترسى ناتوان باشد ! يا احتمال مىدهى از تو دريغ كند ! يا باور ندارى كه او ارحم الراحمين ، تواناترين قدرتمندان و بخشندهترين بخشندگان است .
روايت شده است : « هنگامى كه خدا از حساب خلق فارغ شد ، مردى باقى مىماند كه گناهان او بيش از كارهاى نيكش مىباشد ، فرشتگان او را به طرف آتش مىبرند ولى او سرش را برمىگرداند .
خداوند دستور مىدهد كه او را برگردانيد ، آنگاه به او مىگويد : چرا سرت را برگرداندى - در حالى كه خدا خود مىداند . مىگويد :
پروردگارا ! چنين گمانى به تو نداشتم ، خداوند متعال مىفرمايد :
فرشتگانم ! قسم به عزت و جلالم او يك روز هم به من خوش گمان نبوده ولى چون ادعا مىكند خوش گمان بودم ، او را به بهشت ببريد .
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 238
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٢٣٨