ناتوانان مسلط نموده انسانهاى شريف را از بين برده ، با علماء دشمنى كرده و از حكيمان وحشت داشتند . بساط علم را برچيده ، خوبى بردبارى و علم را انكار كرده ، قطع رحم نموده و شبيه چهارپايان شده و قمار مىكردند ، شراب نوشيده عقل خود را زير پا گذاشته و فرزندان خود را مىكشتند . شهرها را خراب كرده نيكيها را فراموش نموده ، شريعتهاى الهى را از بين برده ، سرمايهها را نابود كرده و مرتكب كارهاى زشت مىشدند .
خود پسندى و تكبر در ميان آنها رواج پيدا كرده و به بىصبرى افتخار مىكردند . فحشاء و منكرات را روش خود ساخته و سخنان باطل ( مانند دروغ ، شهادت ناحق ) مىگفتند پيامبران را كشته و اولياى خدا را از ميان خود بيرون مىكردند . بدكاران را حاكم بر خود نموده و كسانى را كه اصل و نسب درستى نداشتند اطاعت مىنمودند . شيطان را عبادت ، خدا را بخشم آورده و آتش دوزخ را برافروخته بودند . و در اثر اين امور امواج خشم و غضب پروردگار به تلاطم آمده و نزديك بود عالم نابود شده و تازيانه غضب خدا آنها را به جهنم براند . يا همانطور كه مشغول كارهايشان هستند آنان را درهم كوبيده و نابود كند . و چيزى نمانده بود كه آتش بر آنان فرود آمده و آنان را بسوزاند . يا در زمين فرو روند يا باران سنگ بر آنها ببارد يا تبديل به خوك شده يا به عذاب و مجازات و بلا و بدبختيهاى ديگرى گرفتار شوند كه عنايت پروردگار براى تمام كردن حجت و كامل كردن رحمت شامل حالشان
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 159
مساهمون: ابراهيم محدث
ص١٥٩