فيقول [ 1 ] : ليقم جيران الله . فيقوم ناس من الناس و هم الأقل ، فيقال لهم : بما [ 2 ] جاورتم الله فى داره ؟ فيقولون : كنا نتجالس فى الله ، و نتذاكر فى الله ، و نتزاور فى الله . فيقولون :
ادخلوا الجنة فنعم اجر العاملين .
« آنگاه كه روز رستاخيز شود ، منادىاى فرياد كند : اهل نيكى بپاخيزند .
پس گروهى از مردم بايستند و بانان گفته شود : بدون حساب رهسپار بهشت گرديد . آنگاه فرشتگان بايشان برمىخورند و مىگويند : نيكى شما چيست ؟
مىگويند : چنان بوديم كه هر گاه با ما بنادانى رفتار مىشد ، بردبارى مىكرديم ، و هر گاه بر ما ستم مىشد ، شكيبا بوديم ، و هر گاه با ما بدى مىشد ، مىبخشيديم .
پس مىگويند : در بهشت درآئيد كه چه نيكو مزدى است براى كارگران . سپس منادى اى فرياد مىكند : اهل شكيبايى بپاخيزند . پس گروهى از مردم به پا مىخيزند و بانان گفته مىشود : بىحساب رهسپار بهشت گرديد . آنگاه فرشتگان بايشان برمىخورند و مىگويند : شكيبايى شما چه بوده است ؟ مىگويند : خود را بر اطاعت خدا واداشتيم ، و از نافرمانى خدا شكيبايى كرديم . پس بانان مىگويند :
داخل بهشت گرديد كه چه نيكو مزدى است براى كارگران . سپس ندا مىكند و مىگويد : همسايگان خدا برخيزند . پس كسانى از مردم بپامىخيزند و آنان كمترند : و بانان گفته مىشود : شما بچه وسيله در سراى خدا همسايه او شديد ؟
مىگويند : ما در راه خدا با هم مىنشستيم ، و در راه خدا با هم سخن مىگفتيم ، و در راه خدا بديدن يك ديگر مىرفتيم . پس مىگويند : داخل بهشت گرديد كه چه نيكو مزدى است براى كارگران » .
و گفت : بئس القوم قوم ختلوا الدنيا بالدين ، و بئس القوم قوم عملوا باعمال يطلبون بها الدنيا ، « چه بد مردمى هستند ، مردمى كه دنيا را بوسيله دين شكار
هامش
[ 1 ] ن ، ينادى مناد .
[ 2 ] ن ، بما ذا .