سختى كرد و گروه كافران پراكنده گشتند و جنگ اجنادين در روز شنبه دو شب مانده از جمادى الاول [ سال ] 13 واقع شد .
ابو بكر عثمان بن ابى العاص را فرستاد و عبد القيس را بهمراهى او فراخواند ، پس با لشكرى رهسپار توج [ 1 ] گرديد و آن را گشود و مردم آنجا را اسير گرفت و مكران و ماوراى آن را فتح كرد .
ابو بكر ، علاء بن حضرمى را نيز با لشكرى گسيل داشت ، پس زاره [ 2 ] و ناحيه آن را از زمين بحرين گشود و غنيمت نزد ابو بكر فرستاد و نخستين مالى بود كه ابو بكر ميان مردم ، ميان سرخ و سياه و آزاد و برده بخش كرد و بهر نفرى يك دينار داد .
أياس بن عبد الله [ 3 ] بن فجاءه سلمى بر ابو بكر در آمد و گفت : اى جانشين رسول خدا من بدين اسلام در آمدهام . پس ابو بكر سلاحى به او بخشيد و أياس از نزد او برفت و ابو بكر خبر يافت كه او راهزنى مىكند ، پس به طريفة بن حاجز [ 4 ] نوشت كه دشمن خدا پسر فجاءه از نزد من رفت و خبر يافتهام كه او راهزنى كرده و رهگذران را ترسانيده است ، پس بسوى او رهسپار شو تا دستگيرش كنى .
طريفه رو به راه نهاد و بسوى او رهسپار شد و گروهى از ياران او را كشت سپس او را ديدار كرد . اياس گفت : من مسلمانم و بر من دروغ بستهاند . طريفه گفت اگر راست مىگويى تن به اسيرى ده تا نزد ابو بكر آيى و او را خبر دهى . أياس تن به اسيرى داد و چون طريفه او را پيش ابو بكر آورد ، او را به بقيع برد و باتش سوزانيد و نيز مردى از بنى اسد را كه به او شجاع بن ورقاء مىگفتند و [ . . . ] در مىآميخت ، بسوزانيد .
هامش
[ 1 ] بفتح ت و تشديد و فتح واو : شهرى در فارس نزديك كازرون كه مجاشع بن مسعود درباره آن گفته است : و نحن ولينا مرة بعد مرة
بتوّج ابناء الملوك الاكابر.
[ 2 ] ن : الزوارة . عين الزاره در بحرين معروف است ( مراصد الاطلاع ) .
[ 3 ] كامل ج 2 ص 237 :
عبد ياليل .
[ 4 ] ل : حاجزة .