* ( الهوى فيضلك عن سبيل الله ان الذين يضلون عن سبيل الله لهم عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب ) * ، [ 1 ] « بر جمعآورى خراجت به حق روى آور و با سپاهيانت بعدل و مساوات نيكى كن و از آنچه خدا به تو آموخته است به كسانى كه نزد تواند بياموز ، سپس همانا عبد الله بن شبيل احمسى از من خواسته است تا درباره او نامه اى به تو بنويسم و تو را بنيكى با او سفارش كنم و من او را آرام و فروتن ديدم ، پس از مردم روى پنهان مدار و در خانه ات را باز كن و قصد انجام حق مىدار - و هواى نفس را پيروى مكن تا تو را از راه خدا گمراه سازد ، همانا آنان كه از راه خدا گمراه مىشوند براى ايشان بفراموشى از روز حساب ، شكنجه ايست سخت » . غياث گفت : و چون على نبرد با معاويه را تصميم گرفت ، نيز به قيس نوشت :
اما بعد فاستعمل عبد الله بن شبيل الأحمسى خليفة لك و اقبل الى فان المسلمين قد اجمع ملأهم و انقادت جماعتهم فعجل الاقبال فاناسا حضرن الى المحلين عند غرة الهلال ان شاء الله و ما تاخرى الا لك قضى الله لنا و لك بالإحسان فى امرنا كله ، « عبد الله ابن شبيل احمسى را بجاى خويش بگمار و نزد من آى چه بزرگان مسلمانان تصميم گرفته و توده آنان سر بفرمان نهادهاند ، پس در آمدن شتاب كن كه من به زودى در اول ماه اگر خدا بخواهد بسوى سركشان مىشتابم و عقب ماندنم جز براى تو نيست ، خدا براى ما و تو در همه كارها بنيكى حكم كند » .
و به سهل بن حنيف فرماندار مدينه نوشت : اما بعد فقد بلغنى ان رجالا من اهل المدينة خرجوا الى معاوية فمن ادركته فامنعه و من فاتك فلا تاس عليه فبعدا [ 2 ] لهم * ( فسوف يلقون غيا ) * [ 3 ] اما لو بعثرت القبور [ 4 ] و اجتمعت الخصوم لقد - * ( بدا لهم من الله ما لم يكونوا يحتسبون ) * [ 5 ] و قد جاءني رسولك يسألني الاذن فاقبل عفا الله عنا و عنك و لا تذر خللا ان شاء الله ، [ 6 ] « مرا خبر رسيده كه مردانى از مردم مدينه بسوى معاويه گريخته اند
هامش
[ 1 ] س 38 ى 26 .
[ 2 ] اشاره به آيه هاى 41 ، 44 س 23 .
[ 3 ] س 19 ى 59 .
[ 4 ] اشاره به آيه هاى 4 س 82 و 1009 .
[ 5 ] س 39 ى 47 .
[ 6 ] ر . ك . نهج البلاغه ، ر 70 .