تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليعقوبي ( فارسي ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
هفت روز باخر نيسان مانده بدرود زندگى گفت و چهار صد و شصت و پنج سال زندگى كرد .

شالح بن ارفخشد [ 1 ]

سپس شالح بن ارفخشد در ميان عشيره خود بپاخاست ، آنها را بعبادت پروردگار امر مىكرد و از گناهان بازمىداشت و از عذاب و عقوبتى كه به گناهكاران مىرسد بيم مىداد . او صد و سى سال داشت كه فرزندش « عابر » متولد گرديد و چون مرگش فرارسيد بفرزندش عابر بن شالح وصيت نمود و او را بدورى از كار فرزندان قابيل امر فرمود . آنگاه روز دوشنبه سيزدهم أذار درگذشت و چهار صد و سى سال زندگى كرد .

عابر بن شالح [ 2 ]

سپس عابر فرزند شالح بجاى پدر قيام كرد و قوم خود را باطاعت خداى متعال دعوت نمود و فرزندان سام بن نوح را از آميزش با اولاد كنعان بن حام كه دين پدران خود را دگرگون ساخته و گناهان را مرتكب مىشدند بيم مىداد . فرزندش « فالغ » در صد و سى و چهار سالگى او متولد شده بود ، سپس مرگ او دررسيد و پسر خود فالغ را جانشين ساخت و به او گفت پسر جانم چون فرزندان قابيل لعين بسيار گناه كردند و اولاد شيث هم در معصيت خداى متعال همراه آنها شدند ، خدا بر آنان عذاب فرستاد . پس مباد تو و خويشانت در كيش فرزندان كنعان درآييد . آنگاه عابر در روز پنجشنبه بيست و سوم تشرين اول وفات كرد پس از آنكه سيصد و چهل سال و بقولى صد و شصت و چهار سال زندگى كرده بود .

فالغ [ 3 ] بن عابر [ 4 ]

پس از عابر پسرش فالغ دعوت مردم را باطاعت خداى متعال در عهده گرفت و
هامش
[ 1 ] ل : ص 16 . [ 2 ] ل : ص 16 . [ 3 ] تورات : فالج . [ 4 ] ل : ص 17 .