و عمر بن خطاب را بر لشكرى مامور » زبيه « نزديك طائف ساخت پس جنگى پيش نيامد .
و على بن ابى طالب را بر لشكرى به فدك فرستاد و رسول خدا خبر يافت كه آنجا گروهى ميخواهند كه يهود خيبر را كومك دهند ، پس على بن ابى طالب شب راه پيمود و روز پنهان ماند تا بامداد بر آنان تاخت و آنها را كشت .
و ابو العوجاء سلمى را بر سريه اى فرستاد و هر كه در سريه بود بشهادت رسيد و يك نفر هم از ايشان بازنگشت .
و عكاشة بن محصن بن حرثان اسدى ، اسد بن خزيمه را بر سريه اى به غمره فرستاد .
و ابو سلمة بن عبد الاسد بن هلال مخزومى را به قطن .
و محمد بن مسلمه انصارى برادر بنى حارثه را بر لشكرى به قرطاء هوازن .
و بشير بن سعد انصارى را بر سريه اى به فدك ، پس همه همراهانش كشته شدند و يكى از آنان برنگشت . سپس غالب بن عبد الله ملوحى را بر سر آنان فرستاد و مرداس ابن نهيك فدكى را آورد و بارى ديگر بسوى صروحان [ 1 ] از زمين خيبر .
و عبد الله بن رواحه انصارى را دو بار بر سريه اى [ به خيبر ، ] يكى از آن دو [ بر سر ] ياران يسير بن رزام يهودى و يارانش كه غطفان را براى جنگ با رسول خدا فراهم ميساخت .
و عبد الله بن انيس انصارى را بر سر [ خالد بن سفيان بن نبيح ] كه مردم را عليه رسول خدا فراهم ميساخت ، تا با او بجنگد ، پس او را كشت . و بقولى دسته اى نبود و خود تنها بود .
و عيينة بن حصن بن حذيفة بن بدر فزارى را بر لشكرى بسوى بلعنبر ، پس در حالى
هامش
[ 1 ] ن : فروحان .