الا ابلغ الاقياس قيس بن نوفل
و قيس بن اهبان و قيس بن جابر
بنى اسد ردوا علينا نسائنا
و أبناءنا و استمتعوا بالاباعر
و بالمال ان المال اهون هالك
اذا طرقت احدى الليالى الغوابر
و لا تجعلوها سنة يقتدى بها
بنى اسد و اعفوا بايد قوادر
» هان قيسها : قيس بن نوفل و قيس بن اهبان و قيس بن جابر ، را بگو اى بنى اسد زنان ما را بما بازدهيد و هم فرزندان ما را ، برخوردار باشيد به شتران و دارايى ما كه هر گاه يكى از شبهاى گذشته پيش آيد ، دارايى و ثروت ناچيزتر از دسترفته اى است .
اى بنى اسد اين كار را سنتى نسازيد كه از آن پيروى شود و اكنون كه قدرت بدست شما است ، درگذريد . « پس او را آزاد كردند و با شنيدن اين اشعار زنانشان را نيز بازدادند ، اسبى از زيد الخيل باقى ماند و او اسبان را دوست ميداشت ، پس گفت :
يا بنى الصيداء ردوا فرسى
انما يفعل هذا بالذليل
عودوا مهرى الذى عودته
دلج الليل و ايطاء القتيل
» اى بنى الصيداء ، اسب مرا بازدهيد . چه اين كار را با مردم پست انجام مىدهند .
اسبم را بانچه او را عادت دادهام ، يعنى شب روى و لگدكوب ساختن كشته ها ، عادت دهيد « پس اسب او را پس دادند .
بنى اسد مىگفتند ما چهار نفر را كشتيم كه همه پسران عمرو و هر يك سرور قوم خود بودند ، كشتيم حجر بن عمرو پادشاه كنده و لام بن عمرو طائى و صخر ابن عمرو سلمى [ 1 ] و بدر بن عمرو فزارى را .
هامش
[ 1 ] در » يوم حوزه اول « معاوية بن عمرو بن شريد سلمى كشته شد و در » يوم حوزه دوم « برادرش صخر بن عمرو با بنى مره جنگيد ، آنگاه بنى اسد صخر را كشتند و خواهرش » خنساء « او را مرثيه گفت ( ايام العرب ص 283 ، 289 ، طبقات فحول الشعراء ص 169 ، 174 ) .