است ، كه اولش » زغاوه « است . اينان در جايى بنام » كانم « فرود آمدهاند خانه هايى از نى دارند و شهرى نيستند ، پادشاهشان » كاكره « گفته مىشود .
صنفى از » زغاوه « را » حوضين « گويند و آنها را پادشاهى از » زغاوه « است .
[ سپس ] كشور ديگرى از سودان است كه آنها را » ملل « گويند و با شاه » كانم « دشمنى مىورزند و پادشاهشان » ميوسى « گفته مىشود .
سپس كشور حبشه است كه شهر آن » ثبير « و پادشاه آن » مرح « نام دارد . قاقو هم به حبشه وابستهاند جز اينكه اينها فقيرند و پادشاهشان همان پادشاه » ثبير « است .
سپس كشور » كوكو « است كه از ديگر كشورهاى سودان بزرگتر و مهمتر است و همه كشورها [ از پادشاه اين كشور ] فرمان مىبرند ، كوكو نام مركز اين كشور است .
پس از اين كشورهاى ديگرى است كه از كوكو فرمان مىبرند و شاه آن را به بزرگى باور دارند با اينكه خود اينها پادشاهانى دارند ، از جمله كشور » مرو « كه كشور پهناورى است و پايتخت آن را » حيا « مىگويند ، و كشور مرديه و كشور هرير و كشور صنهاجه و كشور تذكرير و كشور زيانير و كشور ارور و كشور بقاروت ، اينها همه بكشور » كوكو « وابستهاند . سپس كشور » غانه « است كه پادشاهى بزرگوار دارد و در كشورش معادن طلا و زير دستش چندين كشور ديگر است ، از جمله كشور » عام « و كشور » سامه « و در همه اينها معدن طلا وجود دارد .
پادشاهان يمن [ 1 ]
راويان و كسانى كه ادعاى آگاهى از اخبار و احوال امتها و قبيله ها دارند گفتهاند اول پادشاه از فرزندان قحطان - پسر هود نبى پسر عابر بن شالخ بن
هامش
[ 1 ] ل 220 .