وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّوا لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ يَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِمَا يَشَاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ( 100 )
پدر ومادر را بر تخت فرا برد وهمه در برابر أو به سجده درآمدند . گفت : اى پدر ، اين است تعبير آن خواب من كه اينك پروردگارم آن را تحقق بخشيده است . وچقدر به من نيكى كرده است آن گاه كه مرا از زندان برهانيد وپس از آنكه شيطان ميان من وبرادرانم فساد كرده بود ، شما را از باديه به اينجا آورد . پروردگار من به هر چه اراده كند دقيق است ، كه أو دانا وحكيم است . ( 100 )