303
هنگامى كه به بصره آمد ، انس بن مالك را نزد طلحه و زبير فرستاد تا چيزى را كه از رسول الله ( صلى الله عليه و آله ) در بارهء آنها شنيده است به يادشان آورد . انس بن مالك از دادن آن گواهى خوددارى كرد و چون نزد او بازگشت ، گفت : آن سخن فراموش كردهام . حضرت به او فرمود : اگر دروغ بگويى ، خدا تو را به آن سپيدى درخشان دچار نمايد كه عمامه نتواندش پوشاند .
[ مرادش بيمارى پيسى بود و انس به اين بيمارى دچار شد و چهره اش را لكههاى سپيد فرا گرفت و از آن پس ، بىنقاب ديده نشد ] .
304
و فرمود ( ع ) : دلها را شوق روى آوردن به كارى است يا ميل روى برگرداندن از آن اگر دل را شوق روى آوردن بود آن را به مستحبات وادار و اگر ميل روى برگردانيدن بود به همان واجبات بسنده كن .
305
و فرمود ( ع ) : در قرآن خبرهاى پيشينيان شماست و خبرهاى آنها كه پس از شما مىآيند و نيز در آن است ، حكم روابط ميان شما .
306
و فرمود ( ع ) : سنگ را به همان جا كه از آن آمده است ، باز گردانيد . زيرا بدى را جز بدى دفع نكند .