تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 949

مساهمون:

ص٩٤٩

288

به مردى كه براى زيان رسانيدن به دشمن سعى مىكرد ولى به گونه اى كه به خود زيان مىرسانيد ، فرمود : تو مانند كسى هستى كه نيزه اى در تن خود فرو كند تا كسى را كه پشت سرش بر اسب سوار شده ، بكشد .

289

و فرمود ( ع ) : چه بسيار است پندها و چه اندكاند ، پند پذيرندگان .

290

و فرمود ( ع ) : كسى كه دشمنى را از حد بگذراند ، گناه كرده است و هر كه در آن كوتاهى كند ، ستم كرده و كسى كه همواره با ديگران نزاع كند ، نمىتواند از خدا بترسد و پرهيزگار باشد .

291

و فرمود ( ع ) : اندوهگينم نكند ، گناهى كه پس از آن مهلت به جاى آوردن دو ركعت نماز را داشته باشم .

292

در پاسخ كسى كه از او پرسيد كه چگونه خداوند از مردم حساب مىكشد با وجود بسيارى آنها ، فرمود : همان گونه كه آنان را با وجود بسيار بود نشان روزى مىدهد . پرسيد : چگونه از آنها حساب مىكشد ، در حالى كه مردم نمىبينندش فرمود : همان گونه كه روزيشان مىدهد و حال آنكه نمىبينندش .