تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 907

مساهمون:

ص٩٠٧

227

به او گفتند : عاقل را براى ما وصف كن ، فرمود : عاقل كسى است كه هر چيز را به جاى خود مىنهد . گفتند : جاهل را براى ما وصف كن ، فرمود : وصف كردم . [ يعنى جاهل كسى است كه هر چيز را به جاى خود نمىنهد . پس گويى وصف نكردن او وصف كردن اوست . چه اعمال او خلاف اعمال عاقل است ] .

228

و فرمود ( ع ) : به خدا سوگند ، كه دنياى شما در چشم من بىارجتر از پاره استخوان خوكى است در دست شخصى جذامى .

229

و فرمود ( ع ) : گروهى ، خدا را به شوق بهشت مىپرستند ، اين عبادت بازرگانان است و گروهى خدا را از ترس عذاب او مىپرستند ، اين عبادت بردگان است و گروهى خدا را براى سپاس او مىپرستند ، اين عبادت آزادگان است .

230

و فرمود ( ع ) : زن همه اش بدى است و بدترين چيزى كه در اوست اين است كه از او چاره اى نيست .