13 سخنى از آن حضرت ( ع ) در نكوهش بصره و مردمش
شما سپاهيان آن زن ( 1 ) بوديد و پيروان آن ستور ( 2 ) . كه چون بانگ كرد اجابتش كرديد و چون كشته شد روى به گريز نهاديد . خلق و خويتان همه فرومايگى است . پيمانهايتان گسستنى است و دينتان دورويى است و آبتان شور است . آن كس كه در ميان شما زيست كند گرفتار كيفر گناه خويش است . و آنكه از ميان شما رخت بربندد ، به رحمت پروردگارش رسيده است . گويى مسجد شما را مىبينم ، كه چون سينهء كشتى است بر روى دريا ، زيرا شهرتان در گرداب عذابى كه خداوند از فرازش و فرودش فرستاده ، گرفتار است و همهء ساكنان آن غرق شدهاند . « در روايتى چنين آمده است » : سوگند به خدا شهرتان در آب غرق مىشود ، چنان كه گويى مسجدتان را مىبينم كه همانند سينهء كشتى سر از آب بيرون دارد . يا همانند شتر مرغى بر زمين خفته . و در روايتى ) : چون سينهء پرنده اى بر لجّهء دريا .