214 سخنى از آن حضرت ( ع ) هنگام تلاوت * ( يا ايها الانسان ما غرّك بربّك الكريم ) *
( 1 ) فرمود : آنكه از او چنين پرسشى شده ، دليلش نادرستترين دليلهاست و فريبخورده اى است كه عذرش در خور پذيرفتن نيست ، اصرار مىورزد كه درنگش در عالم جهالت به دراز كشد . اى انسان ، چه كسى تو را به گناهكارى دلير كرد و چه چيز تو را به پروردگارت مغرور نمود . و چه چيز تو را به هلاكت خويش دلبسته ساخت آيا دردت را درمانى نيست آيا از اين خواب گران ديده نمىگشايى چرا آنسان ، كه به ديگران مهر مىورزى به خود مهربان نيستى بسا كسى را در تابش آفتاب بينى و از سر ترحم بر او سايه افكنى يا بيمارى پيكرش را دردمند ساخته و بر او از سر دلسوزى بگريى . پس از چيست كه بر درد خويش شكيبا هستى و بر مصيبتهاى خود صبور و پايدارى از چيست كه بر جان خود ، كه در نزد تو عزيزترين جانهاست ، سرشكى نمىبارى چرا شبيخون كيفر خداوندى از خواب غفلتت برنمىانگيزد و حال آنكه ، نافرمانيهايت تو را به ورطهء قهر او افكنده است . پس به نيروى عزم و تصميم دردى را كه بر دل تو سستى آورده ، درمان كن و به بيدارى و هوشيارى خواب غفلت از ديدگان بزداى .