تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥

116 سخنى از آن حضرت ( ع )

از بذل مال ، در راه كسى كه خود آن را روزى شما كرده بود ، بخل ورزيديد و از به خطر افكندن جان خويش ، در راه كسى كه آفرينندهء جانهاست ، سر بر تافتيد . نام خدا را وسيله قرار مىدهيد تا در ميان بندگان خدا عزيز و مكرم شويد ، ولى ، خدا را در ميان بندگانش حرمت نمىداريد . عبرت بگيريد ، فرود آمدن در خانه‌هاى كسانى را كه پيش از شما در آن خانه‌ها منزل كرده بودند ، پند گيريد از جدا شدنتان از نزديكترين ياران و برادران خود .

117 سخنى از آن حضرت ( ع )

شما ياران حق و برادران دينى هستيد . در روز نبرد چون سپر نگهبان يكديگريد . شما رازداران منيد نه مردم ديگر . به نيروى شما كسانى را كه روى بر مىتابند مىزنم و از آنان كه روى مىآورند ، اميد طاعت دارم . پس مرا به نيكخواهى و اندرزهاى خود يارى دهيد . اندرزهايى عارى از هر نابكارى و در امان از هر ريب و ريا . به خدا سوگند ، من اولاى به مردم از خود مردم هستم .

118 سخنى از آن حضرت ( ع ) على ( ع ) مردم را گرد آورده بود و به جهاد تحريض مىكرد . و آنان ، همچنان ، مهر سكوت بر لب ، پاسخى نمىدادند . به آنها فرمود :

آيا لال شده‌ايد قومى گفتند : يا امير المؤمنين اگر شما به راه افتيد ما هم با شما حركت مىكنيم . على ( ع ) در خطاب به آن جماعت چنين گفت :