39 خطبه اى از آن حضرت ( ع )
به مردمى گرفتار آمدهام ، كه چون فرمان مىدهم اطاعت نمىكنند و چون فرا مىخوانم پاسخ نمىگويند . - اى بىريشهها - چرا در يارى پروردگارتان درنگ مىكنيد آيا دينى نيست كه شما را با يكديگر متحد سازد آيا غيرت و حميّتى نيست كه شما را به خشم آورد در ميان شما ايستاده ، بانگ برداشته ، يارى مىطلبم ، ندايتان مىدهم ، مگر به فرياد رسيد . دريغا ، كه هيچ سخنى از من نمىشنويد و هيچ فرمانى را به كار نمىبنديد . سرانجام ، پايان ناگوار كارها پديدار خواهد شد . نپندارم كه به پايمردى شما از كس انتقامى توان گرفت يا به مقصودى توان رسيد . شما را به يارى برادرانتان فراخواندم ، ناليديد ، همانند اشترى كه از درد ناف بنالد و گرانى و سستى ورزيديد ، همانند اشترى پشت ريش كه بار بر او نهاده باشند . سپس ، خردك سپاهى مضطرب و ناتوان به نزد من روانه داشتهايد ، چنان با بىميلى قدم برمىدارند كه گويى به ديار مرگشان مىبرند » . ( 1 ) من مىگويم : « متذائب » در سخن امام ( ع ) به معنى مضطرب است . از « تذائبت الريح » يعنى وزش باد مضطرب شد و « ذئب » ( گرگ ) را ذئب گويند به سبب اضطرابى كه در رفتار دارد .