خوش و بىزيان و از كران تا كران ، كه از آن آواز تندر آيد و بارانش ملايم و پر دوام بود و برقش فريبناك نبود .
اى خداوند ، ما را از بارانى كه به فرياد رسنده ، قحط زداينده ، گياه روياننده ، فراگيرنده و فراوان بارنده سيراب نماى ، تا گياهان ايستاده را طراوت تازه دهى و گياهان بر زمين خفته را بر پاى دارى .
اى خداوند ، بارانى برسان آن سان كه آبها از تپهها روان دارى و چاهها از آبها پر سازى و رودها به خروش آرى و نباتات برويانى و در همهء شهرها ارزانى پديد آرى و چارپايان و مردمان به تن و توش آرى و براى ما خوردنيهاى خوش و گوارا كامل گردانى و كشتههاى ما برويانى و پستانهاى ستوران پر شير سازى و بر نيروى ما نيرويى ديگر افزايى .
اى خداوند ، سايهء ابر بر ما باد سموم مگردان و خنكىاش را شوم منماى . چنان مباد كه به جاى باران بر سر ما سنگ ببارد و به جاى آب شيرين و گوارا آب تلخ و شور .
بار خدايا ، بر محمد و خاندانش درود بفرست و ما را از بركات زمين و آسمانها روزى ده . انّك على كلّ شيء قدير .
الصحيفة السجادية (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص١١٩