فصل اول در فضيلت ادب و اديبان و نكوهش جهل و جاهلان
امير المؤمنين على بن ابى طالب [ 1 ] ( ع ) فرمود : در شرف علم همين بس كه كسى كه نيكو نمىداندنش دعوى آن كند و چون او را به آن علم نسبت دهند شادمان گردد ، هر چند از زمرهء عالمان نباشد ، و بىارجى جهل را همين بس كه حتى جاهلان از آن بيزارى مىجويند و چون جاهلى را جاهل خطاب كنند خشمگين گردد .
و نيز گويد [ 2 ] : هر چيز چون كم شود گران شود مگر علم كه هر چه فراوانتر بود ارزش آن بيشتر بود .
عمر بن خطّاب [ 3 ] بر جماعتى گذشت كه تير مىانداختند و خطا مىكردند . عمر آنان را سرزنش كرد . گفتند : انّا قوم متعلمين به جاى انّا قوم متعلمون ، عمر به خشم روى گردانيد و گفت : خطاى شما در زبان بدتر از خطاى شما در تير انداختن است .
شنيدم كه رسول الله ( ص ) مىفرموده است : خداوند بيامرزد كسى را كه زبانش را اصلاح كند .
مردى از ابراهيم نخعى اجازت خواست كه بر او در آيد ، به جاى آنكه بگويد : ابو عمران فى الدار ؟ گفت : ابا عمران فى الدار ؟ ابو عمران پاسخش نگفت ، آن مرد گفت : ابى عمران فى الدار ؟ ابو عمران ندا داد : سومى را بگوى و داخل شو .
هامش
[ 1 ] المحاسن و المساوى ، ص 399 .
[ 2 ] محاضرات الراغب ، 1 : 51 .
[ 3 ] محاضرات الراغب 1 : 67