أبو جهل كه سرپرستى يك قافلهء سيصد نفرى از مشركين مكّه را به عهده داشت ، فرستاد .
گر چه در اين برخورد ، به علّت وساطت يكى از سران قبايل عرب ، به نام « مجدي بن عمرو جُهَنى » جنگ رخ نداد وأبو جهل از اين معركه واز درگيرى با حمزه نجات يافت ولى در اينجا بايد به دو نكته توجّه كرد :
1 . حمزه عليه السلام به همراه سىنفر از مسلمانان براي مبارزه با أبو جهل كه سيصد نفر از مشركين را همراه داشت ، حركت كرد وآمادهء جنگ با آنان شد ؛ يعنى يك نفر در مقابل ده نفر واين همان نسبتي است كه قرآن مؤمنان واقعي را به اجراى آن تشويق وتشجيع نموده است ؛
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ
. « 1 »
2 . هر چه بود ، در اين رويارويى ، أبو جهل وقتي اسداللَّه را ديد ، مرعوب ومتزلزل گرديد وشايد هم به ياد روزى افتاد كه حمزه سر أو را شكافت واز اينكه مبادا اين شكست براي دوّمين بار اتّفاق بيافتد ، از صحنه متوارى گرديد .
حمزه عليه السلام دوّمين پرچمدار اسلام
در ربيع الأوّل ، نخستين ماه از سالِ دوّم هجرت ، پيامبر صلى الله عليه وآله به سوى « عشيره » « 2 » ومواجهه با قريشيان كه به سوى شام در
هامش
( 1 ) . انفال : 65
( 2 ) . با تصغير ، محلّى است در نزديكى ينبع .