دست وپايش را قطع كرد . »
طبري مىنويسد : هند پس از انجام اين جنايت ، در بالاى سنگ بزرگى قرار گرفت ومسلمانان را مورد خطاب قرار داد واشعار معروف خود را با صداى بلند خواند .
اشعار هند ، كه بيشتر مورّخان آن را نقل كردهاند چنين است :
نَحنُ جَزَيناكُم بِيَوم بَدرٍ * وَالحَربُ بَعدَ الحَرب ذات سعْرٍ
ما كان عَن عُتْبَةَ لي مِن صَبرٍ * وَلا أخي وَعَمِّهِ وَبَكْري
شَفَيتُ نَفْسي وَقَضَيتُ نَذْري * شَفيت وَحشي غَليل صَدري
فَشُكر وَحشيّ عَلَيَّ عُمري * حتّى تَرم أَعْظمي في قبري « 1 »
« اين كشتار ، پاداش ما بود بر شما از جنگ بدر ؛ زيرا جنگ پس از جنگ است كه ارزش دارد . »
« در مصيبت عتبه وبرادرم وعمويم وبكر صبرم به آخر رسيده بود . »
« واكنون شفا يافتم ونذرم را ادا كردم ؛ وحشى ! تو بودى كه بر عهد خود با من وفا كردى وغم را از سينهام زدودى . »
« بر من است كه تا زندهام شكرگزار وحشى باشم بلكه تا پوسيدن استخوان هايم در درون قبرم سپاسگزارش گردم . »
هامش
( 1 ) الروض الأُنُف ، ج 3 ، ص 169 ؛ كامل ابن أثير ، ج 4 ، ص 37 .