در فكر جايى بودند تا خود را از دسترس دشمن به دور نگهدارند ولذا بعضي از آنان به داخل مدينه وبعضي ديگر به تپهها ودرّههاى أطراف اين شهر گريختند . همانگونه كه عدهاى به درههاى كوه احُد ويا شيارها وزير سنگهاى آن پناه بردند .
ودر ميان كسانىكه به زير سنگهاى كوه أحد فرار كرده بودند ( أصحاب الصخرة ) ، كساني بودند سست ايمان وضعيف العقيدة واين حالت خود را آشكار نمودند وچنين گفتند : « ليتَ لَنا رَسُولًا إلى عَبداللَّه بنِ أُبَيّ فيأخُذَ لَنا أمَنَة مِن أبيسفيان » ؛ « 1 » « كاش كسى داشتيم وبه نزد عبداللَّه بن ابىّ ، سردستهء منافقين ، در مدينه مىفرستاديم تا از أبو سفيان براي ما أمان بگيرد . »
وبعضي از آنها ، همراهان مهاجر خود را اينچنين مورد خطاب قرار دادند : « يا قَوم إِنَّ مُحمداً قَد قُتلَ فَارْجِعُوا إِلى قَومِكُم قَبلَ أن يَأتُوكُم فَيَقْتُلُوكُم » ؛ « 2 » « دوستان ! اكنون كه محمّد كشته شد ، شما هر چه زودتر به سوى قوم وقبيلهء خود ، قريش ، برگرديد ! پيش از آنكه شما را از دم شمشير بگذرانند . »
طبق نظريهء دانشمندان تفسير آيهء شريفه
وَما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ
« 3 » در همين زمينه ودر نكوهش اين گروه نازل گرديد . « 4 »
اينجا بود كه انس بن نضر ، با اينكه در كنار فراريان بود ،
هامش
( 1 ) . طبري ، تاريخ ، ج 2 ، ص 382 ؛ ابن كثير ، تاريخ ، ج 4 ، ص 23
( 2 ) . طبري ، تاريخ ، ج 2 ، ص 382 ؛ ابن كثير ، تاريخ ، ج 4 ، ص 23
( 3 ) . آل عمران : 144
( 4 ) . طبرسى ، مجمع البيان ، ج 2 ، ص 512 ؛ سيوطى ، درّ المنثور ، ج 2 ، ص 80