كه قيافهاش شناخته نمىشد .
ولذا خود آن بزرگوار در پاسخ يكى از سران يهود ، كه از تحمّل حوادث وسختىهايش در دوران پيامبرخدا صلى الله عليه وآله سخن مىگفت ، چنين فرمود :
« وَقَدْ جُرِحْتُ بَينَ يَدَي رَسُولِاللَّه صلى الله عليه وآله نَيِّفاً وَسَبْعِينَ جُرْحَةً . . . » . « 1 »
در جنگ أحد ، آنگاه كه گروهى از مهاجرين وأنصار با فرياد « محمّد كشته شد » به مدينه عقبنشينى كردند ، من در كنار پيامبرخدا بودم و « بيش از هفتاد زخم بر پيكرم وارد شد . » در آن حال پيراهن خود را كنار زده ، دست به جاى زخمها گذاشت وفرمود : اين از آن زخمها است ، اين اثر زخم ديگر است . . . .
مأموريت پس از جنگ :
از ويژگىهاى أمير مؤمنان عليه السلام ، در كنار جانفشانى ومبارزه با دشمن ، مراقبت شديد آن حضرت از جان پيامبرخدا وانجام وظايفى بود كه خود آن حضرت تشخيص مىداد ويا از ناحيهء پيامبرخدا صلى الله عليه وآله به انجام آن مأمور مىگرديد .
اين موضوع را مىتوان در موارد متعدّد ؛ از جمله در جريان تلخىكه براي پيامبرخدا صلى الله عليه وآله پيش آمد ، مشاهده كرد ،
هامش
( 1 ) . صدوق ، خصال ، ج 2 ، أبواب السبعة ؛ بحار ، ج 38 ، ص 170 ، ح 1