فتح كرد و بيشتر را رعاياى خود ساخت و از آنان جزيه گرفت . آنگاه در بلاد صقالبه ( اسلاوها ) دست به آشوب و تاراج زد . آن سان كه پيش از او كس چنان نكرده بود و قسطنطينيه را از اطراف محاصره نمود و پادشاه آنان را كه از اعقاب لاسكارى بود اسير كرد و خواست كه در ذمهء اسلام درآيد . او نيز جز به گردن گرفت .
مراد همچنان سرگرم جهاد با امم نصرانى بود تا آن هنگام كه در سال 791 در جنگ با صقالبه ( اسلاوها ) كشته شد و پسرش بايزيد به جاى او نشست و او در اين عهد همچنان بر سر فرمانروايى است و داراى دولتى نيرومند است .
بنى قرامان ، از امراى تركمان ، قطعهاى از بلاد روم ، ميان سيواس و قونيه را در تصرف آوردند .
اينان پيش از اين در حدود ارمينيه مىزيستند و جد ايشان بود كه هيتوم پسر لئون پادشاه سيس را در سال 720 شكست داد .
آنگاه ميان آل عثمان جبق و بنى قرامان پيوند زناشويى افتاد پسر قرامان در اين عهد شوهر خواهر سلطان مرادبك بود . سلطان مرادبك بر او غلبه يافت و همه متصرفاتش را بستد ابن قرمون فرمانرواى علايا و همهء تركمانان به اطاعت او درآمدند . بايزيد ، ديگر بلاد را نيز تصرف كرد و جز سيواس چيزى در دست بنى ارتنا كه همچنان در زير سيطرهء تحكم قاضى بودند باقى نماند و من نمىدانم كه پس از ظهور امير تيمور - از خاندان جغاتاى پسر چنگيز - سرزمينهايى را كه مغولان در تصرف داشتند چه سرنوشتى خواهند داشت و خدا چه مقدر كرده است .
پادشاه خاندان عثمان در اين عهد پادشاهى مقتدر است و در اين نواحى شمالى ، كشورى پهناور دارد و رعب او در دل امم نصرانى آن نواحى افتاده است . دولتى است نوين و بر همهء آن امم و طوايف پيروز . و اللّه غالب على امره .
در اينجا اخبار طبقهء سوم از عرب و دولتهاى ايشان يعنى امم تابع عرب ، متضمن دول اسلامى در شرق و غرب و عجمانى كه تابع آنان بودهاند به پايان آمد . اينك به ذكر طبقه چهارم از عرب مىپردازيم اينان را مستعجمه نام نهادهام زيرا پس از انقراض زبان نصرى اين نژاد به وجود آمد . و اخبار ايشان را مىآوريم آنگاه به بخش سوم از كتاب خود كه حاوى اخبار بربر است مىپردازيم و با پايان يافتن آن ، كتاب ما نيز ان شاء اللّه پايان خواهد يافت . و اللّه تعالى ولى العون و التوفيق بمنه و كرمه .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 807
مساهمون: ابن خلدون
ص٨٠٧