دولت خاندان هلاكو پادشاهان تاتار در عراق و خراسان و آغاز كار و سرانجام احوال ايشان
پيش از اين گفتيم كه چنگيزخان تخت خانيت را كه در قراقروم بود به پسر خود اوگداى ( اوكتاى ) داد . پس از او پسرش كيوك [ 1 ] بن اوگداى به قاآنى رسيد . فتنه ميان او و فرمانرواى شمال از خاندان چنگيزخان يعنى باتو [ 2 ] پسر دوشى خان كه پايتختش سراى بود بالا گرفت . كيوك با جماعاتى كثير از مغول و تاتار به سوى او رفت ولى در راه هلاك شد . و مغولانى كه با او بودند تخت فرمانروايى را به باتو پيشنهاد كردند ولى او از پذيرفتن آن امتناع كرد و آن را به منگو پسر تولوى واگذاشت و منگو را با برادرانش هلاكو و قوبيلاى همراه با برادر خو بركه روانه نمود تا بر تخت خانيت نشيند . بركه در سال 650 منگو را بر تخت نشاند .
نيز شرح داديم كه چون بركه بازمىگشت به اسلام گرويد و ما سبب آن را بيان داشتيم .
منگوقاآن بر تخت خانيت جلوس نمود و فرزندان جغاتاى بن چنگيز را به وصيت چنگيزخان امارت بلاد ما وراء النهر داد .
منگوقاآن برادر خود هلاكو را براى فتح عراق عجم و قلاع اسماعيليه كه آنها را ملاحده مىگويند و نيز استيلا بر ممالك خليفه فرستاد .
هلاكو پسر تولوى
منگوقاآن برادر خود را به عراق فرستاد . هلاكو در سال 652 رهسپار عراق شد و بسيارى از قلاع اسماعيليه را بگشود و سخت در محاصره گرفت .
در اين ايام بركه برادر باتو پسر دوشى خان در سراى فرمان مىراند . ميان او و هلاكو فتنه افتاد و اين فتنه به جنگ انجاميد . بركه همراه بانوقاى [ 3 ] پسر توتار [ 4 ] ، پسرزادهء دوشى خان بيامد و بر ساحل رود كور دو سپاه مصاف دادند . آب رود يخ بسته بود . فرو رفت و بيشتر لشكر هلاكو تباه گرديد . ما پيش از اين از سبب اين فتنه آگاه شديم .
هلاكو به بلاد اسماعيليه بازگشت و آهنگ قلعهء الموت نمود . فرمانرواى قلعه علاء الدين بود . در اين هنگام نامهء ابن الصلايا صاحب اربل برسيد كه در آن نامه ابن العلقمى او را به تصرف بغداد تحريض مىكرد و گفته بود كه اين كارى بس آسان است . زيرا ابن العلقمى شيعه بود و اهل محلهء كرخ بود و اهل سنت با ساكنان اين محله دشمنى داشتند . خليفه و دواتدار نيز آنان را يارى مىدادند تا بر ساكنان محلهء كرخ حمله و هجوم كنند . بدين سبب
هامش
[ ( 1 ) ] متن : كفود .
[ ( 2 ) ] متن : ناظو .
[ ( 3 ) ] متن : نوغان .
[ ( 4 ) ] متن : ططر .