و قدان قودوقاى [ 1 ] فرزندان منگو تيمور بن طغان بفرستاد بيامدند تا اگر سلطان را قصد حمله بود او را فرو گيرند چون نوقاى آمد دستهاى از سپاهيان رجايى كمين گرفته بودند . آن دو با يك ديگر ديدار كردند و ميانشان سخن به دراز كشيد بناگاه آنان كه در كمين بودند برجستند و گرد سلطان گرفتند و كشتندش . اين واقعه در سال 690 اتفاق افتاد . توقتاى پسر منگو تيمور پيش افتاد .
چون تودامنگو كشته شد ، توقتاى را در همان وقت به جاى او نشاندند . و نوقاى به بلاد خود بازگشت و به توقتاى پيام داد كه اميرانى را كه با تودامنگو در قتل او توطئه مىكردهاند بكشد . توقتاى نيز همه را بكشت .
چون توقتاى جاى پاى مستحكم كرد به خلاف نوقاى كه راه خودكامگى پيش گرفته بود و به فرمان او كار نمىكرد ، برخاست و از او كناره گرفت و فضاى دوستى تاريك شد . اعيان دولت به گرد نوقاى جمع شدند در حالى كه سينههايشان از كينهء توقتاى انباشته شده بود .
نوقاى دختر خود را به يكى از آنان به نام طاز پسر منجك داد .
توقتاى لشكر بياورد . نوقاى او را منهزم نمود . رود اتيل [ 2 ] بر سر راه فراريان بود . بيشترشان در آن غرق شدند . نوقاى از تعقيب او باز ايستاد و بر بلاد شمالى دست يافت و پسر دختر خود قراجا پسر طشتمر را در سال 678 بر شهر قرم ( كريمه ) امارت داد ، اما توقتاى بر سر او لشكر برد تا اموالش را بستاند . بر او شبيخون زد و در همان شب او را بكشت .
نوقاى لشكر به قرم فرستاد . سراسر آن را كشتار و تاراج كرد و همهء قرا و مزارع اطراف را ويران نمود .
نوقاى ياران خود را بر ديگران بسيار برترى مىداد . چون زمام كارها به دست گرفت پسران خود را از ديگر اميران برتر شمرد و حسد آنان برانگيخت .
در ميان اميران مغول اياجى پسر قرمش و برادرش قراجا همتاى او بودند . چون فرزندان خود را بر آنان برترى داد به توقتاى ميل كردند . فرزندان نوقاى با گروهى از پى آنان رفتند تا دستگيرشان كنند ، ولى آنان را نيافتند ياران آن دو بعضى بازگشتند و بعضى به راه خود ادامه دادند . فرزندان نوقاى همهء آنان را كه بازگشته بودند با فرزندانشان كشتند . امراى مغول خشمگين شدند و نزد توقتاى رفتند و او را به جنگ با نوقاى برانگيختند . توقتاى در سال 699 به جنگ نوقاى آمد . سپاه نوقاى به هزيمت شد و او خود در نبرد كشته شد . سرش را نزد توقتاى آوردند . قاتلش را كشت و گفت : مردم عامى را نرسد كه ملوك را بكشند .
لشكرگاه او را تاراج بردند و هر چه از زن و مرد و كودك اسير كردند همه را در اقطار عالم
هامش
[ ( 1 ) ] متن : قدان .
[ ( 2 ) ] متن : مل .