او شاد شد و فرمود امرا با نايب سلطنت به استقبال او روند . چون بر سلطان داخل شد ، سلطان درودش گفت و در تكريم او مبالغه نمود و خوشامد گفت و جايگاه او برتر از اتابك اينال قرار داد و او را در سراى منجك كه از پيش فرشها و ظرفها و ديگر وسايل براى آن آماده شده بود جاى داد . سپس جامههاى گرانبها و اسبانى با زين و ستام براى او بفرستاد و امرا را فرمان داد كه هداياى خويش تقديم وى كنند . آنان نيز بر يك ديگر سبقت گرفتند و بيش از آنچه تصور مىرفت براى او هدايا و تحف فرستادند . از امراى شام طنبغا الاشرفى و حسن الكجنكنى [ 1 ] در ركاب او بودند . سلطان آن دو را نيز اكرام نمود و كمشبغا را در مصر در اعلا مراتب دولت جاى داد . تا اينال كه مقام اتابكى داشت در ماه جمادى الاول سال 794 درگذشت و سلطان جاى او به كمشبغا داد و اين وعدهاى بود كه در شقحب به او داده بود . بيمارستان را چنان كه رسم بود زير نظر اتابك قرار داد و او بر اين حال ببود . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم بغيبه .
فراخواندن ايتمش
ايتمش البجاسى [ 2 ] اتابك دولت را سلطان برقوق از مقامش فرو افگند و او در اواسط ماه ربيع الاول سال 791 براى نبرد با الناصرى و يارانش - به هنگام عصيان او - به شام رفت . نبرد ميان آن دو در مرج از نواحى دمشق اتفاق افتاد . در اين نبرد لشكر شكست خورد و ايتمش خود برهيد و به قلعهء دمشق گريخت . از طرف سلطان نامههايى همراه داشت كه چون به دخول قلعهء دمشق ناچار شد به قلعه درآيد .
ايتمش در آنجا موضع گرفت ولى روز ديگر نايب قلعه معروف به الحمصى به اطاعت الناصرى درآمد و الناصرى به قلعه مسلط شد و بر ايتمش موكلان گماشت و زندانيش نمود .
سپس الناصرى به مصر رفت و مصر را بگرفت و سلطان در ماه صفر سال 792 چنان كه گفتيم به تخت خويش بازگرديد و ايتمش در اثناء اين احوال همچنان در زندان قلعه بود . در ماه جمادى الاخر چوپانى لشكر آورد و ايتمش را از زندان برهانيد . مماليك سلطان كه در زندان دمشق بودند زندان را شكستند و بيرون آمدند و پيش از رسيدن چوپانى به ايتمش پيوستند .
ايتمش به چوپانى خبر داد و چوپانى سلطان را از واقعه بياگاهانيد . سلطان پيام داد كه در قلعه مقام كند تا از كار دشمنش فراغت يابد .
از آن پس واقعهء چوپانى و منطاش و عرب و كشته شدن او و امارت الناصرى بر دمشق اتفاق افتاد . سپس عربها خود را به سويى كشيدند و منطاش به ميان تركمانان رفت و شام در زمرهء
هامش
[ ( 1 ) ] متن : الكشكى .
[ ( 2 ) ] متن : النجاشى .