چون سال 497 در رسيد فرنگانى كه در رها بودند بيرون آمدند و بر رقه و قلعهء جعبر حمله بردند و آن نواحى را زير پى درنورديدند . رها و قلعهء جعبر از سال 479 در دست سالم بن مالك بن بدران بود . سلطان ملكشاه سلجوقى او را بر آن نواحى حكومت داده بود . و اللّه اعلم .
استيلاى فرنگان بر جبيل و عكا
در سال 497 كشتيهايى از بلاد فرنگ بيامد با خلق كثيرى از بازرگانان و كسانى كه به زيارت اماكن مقدسه آمده بودند . ريموند سنژيلى از آنان براى محاصرهء طرابلس يارى طلبيد .
اينان طرابلس را محاصره كردند و چون از تصرف آن عاجز آمدند به جبيل لشكر بردند و شهر را به امان تصرف كردند . سپس عهد امان خود بشكستند و دست به قتل عام مردم زدند . آنگاه بالدوين پادشاه قدس از اين بازرگانان و زوار يارى خواست و از دريا و خشكى عكا را در محاصره گرفت . زهر الدوله [ 1 ] الجيوشى ، از جانب ملك الجيوش الافضل صاحب مصر در عكا بود . او در برابر دشمن به دفاع پرداخت تا عاجز آمد و از عكا به دمشق گريخت . فرنگان عكا را گرفتند و در كشتار و غارت مرتكب اعمالى ناشايست گرديدند و اللّه تعالى اعلم .
غزو امراى سلجوقى با فرنگان
مسلمانان در ايام غلبهء فرنگان بر شام خود در آتش فتنه و اختلاف مىسوختند ، و اين امر سبب غلبهء فرنگان گرديد . در حران و حمص يكى از موالى ملكشاه حكومت مىكرد به نام قراجا [ 2 ] و موصل در دست جكرمش بود و حصن كيفا از آن سقمان بن ارتق . مردى به نام محمد اصفهانى كه از سوى قراجا در حران فرمان مىراند ، بر قراجا عاصى شد ، زيرا قراجا مردى ستمگر بود ، و همهء ياران خود را جز غلامى به نام چاولى بكشت . محمد اصفهانى چاولى را بركشيد و سپهسالارى داد . روزى چاولى بناگاه در مجلس عشرت او را به قتل آورد . چون محمد اصفهانى كشته شد فرنگان طمع در حران بستند و آن را محاصره كردند . ميان جكرمش و سقمان بن ارتق نيز جنگ و فتنه بود . ولى اكنون كه حران در خطر افتاده بود آن دو دست از جنگ بداشتند و در خابور ديدار كردند و پيمان دوستى بستند . سقمان بن ارتق را هفت هزار سپاهى از قوم خود يعنى تركمانان بود و با جكرمش نيز سه هزار تن از تركان و اعراب و كردان . فرنگان از حران لشكر به خابور آوردند و جنگ در پيوستند . مسلمانان از برابر آنان تا مسافتى بعيد واپس نشستند آنگاه حمله كردند و بسيارى از فرنگان را كشتند و اموالشان را به غنيمت بردند .
بوهموند [ 3 ] فرمانرواى انطاكيه و تانكرد [ 4 ] فرمانرواى بلاد ساحلى در پشت كوه به كمين مسلمانان ايستاده بودند تا از پشت به سپاه مسلمانان حمله برند . چون از كمينگاه بيرون آمدند
هامش
[ ( 1 ) ] متن : بهاء الدوله .
[ ( 2 ) ] متن : فواجا .
[ ( 3 ) ] متن : اسمند .
[ ( 4 ) ] متن : شكرى .