خرت برت كه از آن بنى ارتق بود به محاصره افگند . الملك الكامل با لشكر خود در سال 632 به مصر باز گرديد و كيقباد از پى ايشان تاخت .
علاء الدين كيقباد سپس لشكر به حران و رها برد و آن دو شهر را از نواب الملك - الكامل بستد و از سوى خود براى آنان والى معين كرد . الملك الكامل در سال 633 برفت و آن دو شهر را باز پس گرفت .
مرگ كيقباد و حكومت پسرش كيخسرو
علاء الدين كيقباد در سال 634 درگذشت و پس از او پسرش غياث الدين كيخسرو به حكومت نشست . اين سال مقارن انقراض دولت سلجوقى در ممالك اسلام و اختلال دولت خوارزمشاهى و خروج تاتار است از صحراى ترك آن سوى رود و استيلاى پادشاهشان چنگيز - خان است بر ممالك و گرفتن آنهاست از دست خاندان خوارزمشاه . جلال الدين خوارزمشاه آخرين پادشاه اين خاندان به هند گريخت . سپس باز گرديد و بر آذربايجان و عراق عجم غلبه يافت .
ايوبيان در اين روزگار در ممالك شام و ارمينيه بودند و ما در جاى خود - انشاء اللّه - به بيان آن خواهيم پرداخت .
مغولان در سراسر بلاد منتشر شدند و همه جا آشوب بر پا كردند و دست به كشتار و غارت زدند و دولتشان نيرومند شد و طوايفى از ايشان در سال 641 به بلاد روم رفتند . غياث الدين كيخسرو بن كيقباد ، از ايوبيان و ديگران يعنى تركانى كه مجاور او بودند يارى خواست و از هر سو مدد برسيد و او به مقابله با آن قوم در حركت آمد . چون مقدمهء لشكرش در آق شهر ارزنجان [ 1 ] با مغولان روبرو گرديد منهزم شد . چون فراريان به او رسيدند ، او نيز زن و فرزند و ذخاير برگرفت و رو به گريز نهاد و تا شهرى كه يك ماه راه تا ميدان نبرد فاصله داشت واپس نشست .
مغولان لشكرگاه و هر چه بر جاى نهاده بود تاراج كردند و در نواحى بلاد روم پراكنده شدند و در همه جا دست به غارت و كشتار گشودند . غياث الدين در همان شهر تحصن گزيد و مغولان بر خلاط و آمد مستولى شدند . سپس غياث الدين از ايشان امان خواست و به طاعت ايشان گردن نهاد و كارهايش به سامان آمد تا در همان نزديكى بمرد و مغولان قيساريه را گرفتند .
و اللّه اعلم .
وفات غياث الدين و حكومت پسرش كيقباد
غياث الدين كيخسرو در سال 654 بمرد و سه پسر بر جاى نهاد . بزرگترشان علاء الدين
هامش
[ ( 1 ) ] متن : قشمير زنجان .