خان در آنجا بمرد و او را در شعب سلمان دفن كردند . آنگاه غياث الدين لشكر به كازرون فرستاد و آنجا را به جنگ بگرفت و قتل و تاراج كرد . سپس روى به بغداد نهاد . خليفه خلقى بسيار از مردم اربل و بلاد جزيره گرد آورد و به غياث الدين پيام صلح داد . غياث الدين نيز صلح را پذيرفت و به عراق باز گرديد .
اخبار سلطان جلال الدين منكبرنى و هزيمت او از تاتار و بازگشت او به هند
پيش از اين گفتيم كه چون پدرش خوارزمشاه كشور خود را ميان فرزندانش تقسيم كرد غزنه و باميان و غور و بست و تكناباد و سرزمينهاى مجاور آن از هند را به جلال الدين داد .
كربز ملك [ 1 ] از جانب جلال الدين در غزنه بود . چون كربز براى تسخير سيستان به يارى امين ملك رفت اختيار الدين خرپوست [ 2 ] كه از امراى غور بود و از جانب جلال الدين والى پرشاور ( پيشاور ) بود فرصت را مغتنم شمرده به غزنه رفت و آنجا را بگرفت . ولى پس از چندى اختيار الدين خرپوست به دست صلاح الدين محمد نسائى كه والى قلعهء غزنين بود كشته شد و شهر دوباره به دست كسان سلطان افتاد . آنگاه رضى الملك بر غزنين استيلا جست و او نيز پس از فراغت جلال الدين از جنگ و بازگشت او به غزنين ، به فرمان او به قتل رسيد .
چون سلطان جلال الدين در سال 618 به غزنه آمد مردم به ديدار او شادمان شدند .
سيف الدين اغراق خلجى و اعظم ملك صاحب بلخ و مظفر ملك [ 3 ] و حسن قرلق هر يك با سى - هزار سپاهى بيامدند . جلال الدين نيز همين مقدار لشكرى داشت . اينان متحد شدند و لشكر مغول را كه قلعهء قندهار را در محاصره داشتند فرو كوبيدند و باقيماندهء آن سپاه شكست خورده به چنگيز خان پيوستند . چنگيز پسر خود تولى خان را با لشكرى گران بفرستاد . اينان به سوى جلال الدين راندند . جلال الدين در پروان با آنان روبرو شد . در اين نبرد نيز مغولان شكست خوردند و تولى خان بگريخت .
سپاهيان جلال الدين روى به جمعآورى غنايم آوردند . ميان سيف الدين اغراق [ 4 ] با امين - ملك والى هرات بر سر غنايم اختلاف افتاد . سيف الدين از اعظم ملك و مظفر ملك يارى خواست اينان با امين ملك در آويختند و برادرى از آن سيف الدين اغراق كشته شد . سيف الدين خشمگين به هند باز گرديد . يارانش نيز از پى او رفتند . جلال الدين هر چه آنان را اندرز داد سود نبخشيد و باز نگشتند . خبر شكست اين لشكر به چنگيز رسيد . خود با لشكرى عظيم از مغولان بيامد .
جلال الدين با مقدمهء لشكر او روبرو شد ، جز اندكى از مغولان جان از مهلكه به در نبردند .
جلال الدين به كنار رود سند آمد و از امرايى كه رفته بودند يارى طلبيد ولى چنگيز خان پيش از بازگشت آن اميران برسيد جلال الدين سه روز در برابر او پايدارى كرد امين ملك خويشاوند
هامش
[ ( 1 ) ] متن : امين ملك .
[ ( 2 ) ] متن : حرپوشه .
[ ( 3 ) ] متن : مظهر ملك .
[ ( 4 ) ] متن : بقراق .