قتل او در سال 533 بود هفت ماه وزارت كرد . پس از او ابو العز طاهر بن محمد بروجردى [ 1 ] وزير قراسنقر را به وزارت برگزيد و او را عز الملك لقب داد . او كار را بر سلطان تنگ كرد و بلاد را به امرا به اقطاع داد .
سلطان مسعود سپس بقش سلاحى شحنه را به قتل رسانيد ، زيرا بر مردم ستم بسيار كرده بود . پس او را بگرفت و در تكريت آنجا كه مجاهد الدين بهروز فرمان مىراند حبس كرد .
سپس فرمان قتلش را داد . چون او را به كشتن مىبردند خويشتن در دجله افكند و بكشت .
سرش را نزد سلطان فرستادند . سلطان شحنگى عراق را به مجاهد الدين بهروز داد . بقش سلاحى در زمان فرمانرواييش آثار خير بر جاى گذاشت . سلطان در سال 536 مجاهد الدين را عزل كرد و قزل امير آخر [ 2 ] را به جاى او شحنگى بغداد داد . او از مماليك سلطان محمود بود و بروجرد [ 3 ] و بصره در قلمرو او بود . سلطان مسعود شحنگى بغداد را نيز بدان در افزود .
جنگ سلطان سنجر با خوارزمشاه
اين آغاز تعرضهاى اين خاندان بود . پيش از اين از محمد خوارزمشاه يعنى محمد پسر انوشتكين [ 4 ] سخن گفتيم و گفتيم كه خوارزمشاه لقب او بود . چون بركيارق اميرداد [ 5 ] حبشى را امارت خراسان داد و اكنجى او را به قتل رسانيد ، محمد پسر انوشتكين امارت خوارزم يافت .
پس از او پسرش اتسز به حكومت رسيد و او كفايت و لياقت خويش آشكار نمود و سنجر او را مقرب خويش ساخت و از خواص خود و در نبردهايش به او استظهار داشت و هر روز بر مقام و منزلت او در افزود تا در خوارزم صاحب دولتى نيرومند شد . ساعيان نزد سلطان سنجر سعايت كردند كه آتسز آهنگ عصيان دارد . سلطان در سال 533 لشكر به جنگ او برد . آتسز نيز لشكر بيرون آورد ولى چون صفها راست كردند و نبرد آغاز شد آتسز پايدارى نتوانست و منهزم شد و از سپاه او خلق عظيمى به قتل رسيد . از جمله آتسز را پسرى بود كه در اين نبرد كشته شد .
و پدر سخت غمگين شد .
سنجر خوارزم را بگرفت و آن را به غياث الدين سليمان شاه پسر برادرش سلطان محمد اقطاع داد و براى او وزير و اتابك و حاجب ترتيب داد و در اواسط سال 533 به مرو باز گرديد چون سنجر از خوارزم باز گرديد آتسز به خوارزم رفت و سليمان شاه و يارانش نزد سنجر گريختند و اتسز بر خوارزم مستولى شد كه ما در آينده از آن سخن خواهيم گفت .
استيلاى قراسنقر صاحب آذربايجان بر بلاد فارس
اتابك قراسنقر صاحب آذربايجان لشكرى گرد آورد و به خونخواهى قتل پدرش كه بوزابه
هامش
[ ( 1 ) ] متن : يزدجردى .
[ ( 2 ) ] متن : قرلى اميرا آخرا .
[ ( 3 ) ] متن : يزدجرد .
[ ( 4 ) ] متن : ابىشنتكين .
[ ( 5 ) ] متن : داود