آغاز كار بنى اقسنقر و حكومت عماد الدين زنگى در بصره
عماد الدين زنگى در زمرهء ياران برسقى بود . چون سلطان واسط را به برسقى اقطاع داد او عماد الدين زنگى را به واسط فرستاد و چند روز در آنجا بماند . سپس برسقى در تعقيب دبيس به بصره رفت . چون دبيس از بصره بگريخت ، برسقى عماد الدين را به بصره فرستاد و او نيز شهر را در حمايت خود گرفت و اعراب را از آنجا براند . چون برسقى به موصل رفت عماد الدين را فرا خواند تا با خود به موصل برد . عماد الدين كه از اين تغييرات ملول شده بود ، خود راهى اصفهان گرديد . سلطان در اصفهان اكرامش كرد و بصره را به اقطاع او داد . عماد الدين در سال 518 به بصره باز گرديد . و اللّه تعالى اعلم .
استيلاى برسقى بر حلب
چون دبيس نزد فرنگان رفت ، آنان را وادار كرد تا او را به نيابت خود در حلب گذارند .
در اين حال فرنگان صور را گرفته بودند و طمع در ديگر بلاد مسلمانان بسته بودند . پس با دبيس به حلب آمدند و شهر را در محاصره گرفتند تا آنجا كه مردم سخت در رنج افتادند . فرمانرواى حلب در اين ايام تمرتاش بن ارتق [ 1 ] بود . از برسقى صاحب موصل يارى طلبيد . برسقى گفت بدان شرط خواهد آمد كه قلعه را به دو تسليم كنند . آنگاه لشكر بسيج كرده به سوى حلب راند .
فرنگان از آنجا برفتند و برسقى به شهر درآمد و اوضاع پريشان شهر را به صلاح در آورد . سپس به كفرطاب رفت و آنجا را از فرنگان بستد . سپس به دژ عزاز [ 2 ] رفت . اين دژ از اعمال حلب بود و در تصرف ژوسلين [ 3 ] . برسقى دژ را محاصره كرد ولى سپاهيان فرنگ زورآور شدند و او منهزم شده به حلب باز گرديد . و پسر خود مسعود را در آنجا نهاد و خود از فرات گذشته به موصل رفت .
حركت طغرل و دبيس به عراق
چون فرنگان از حلب برفتند ، دبيس نيز برفت و به ملك طغرل پسر سلطان محمد پيوست .
مك طغرل او را به اكرام در آورد و در حق او نيكيها نمود . دبيس او را ترغيب كرد كه به عراق رود و به عهده گرفت كه او را در اين لشكركشى پيروز گرداند . پس در سال 519 لشكر در حركت آوردند . چون به دقوقا رسيدند مجاهد الدين بهروز از تكريت به المسترشد باللّه نامه نوشت و او را بياگاهانيد . المسترشد باللّه براى مقابله با ايشان ، بسيج لشكر كرد و يرنقش زكوى را نيز فرمان داد كه با او همراه شود .
خليفه در پنجم ماه صفر سال 519 به نبرد بيرون آمد و در خالص فرود آمد . چون طغرل
هامش
[ ( 1 ) ] متن : تاس بن ارتق .
[ ( 2 ) ] متن : اعزاز .
[ ( 3 ) ] متن : جوسكين .